
|
جستاری پیرامون علم مدیریت، فرهنگ، اجتماع و آموخته هاي دوران دانشجويي |
پارادايم ذهني (خطاي چشم باورنكردني!)
واقعا این دو مربع یک رنگند!!!!؟؟؟؟

در این تصویر دو مربع A و B همرنگ هستند. اگر باور نمیکنید عكس رو ببريد توي paint بعد يك تكه از مربع A رو كات كنيد ببريد روي B.
این تصویر در سال 1995 توسط ادوارد ادلسون (Edward H. Adelson) پروفسورای علوم بصری منتشر شد.
نکته جالب اینجاست که حتی بعد از اینکه میفهمید دو مربع یک رنگ هستند باز هم باور نمیکنید!
در واقع ما نمیبینیم، مغز ما میبینه و پردازش میکنه و ما حاصل پردازش رو درک میکنیم.
پينوشت:
در مقطع ارشد یه استاد خانمی (ز.ب) داشتیم که هر جلسه از خطای هالهای و اشتباهات ذهنیتی برای ما میگفت. تا اينكه آخر اون ترم خطاي هالهاي رو به طور عملي و عيني، از طريق نمرههايي كه برامون رد كرده بود، درك كرديم! مثلا ديگري رو با من اشتباه گرفته بود؛ يكي كه اصلا تو عمرش ارائه درسي نداده بود رو نمره كامل سمينار كلاسي داده بود و كلا همه رو با همه اشتباه گرفته بود! البته سال بعد عذرش رو خواستند. ولي اشتباه ظالمانهاش خاطره بدي تو كارنامههامون شد... ![]()
چشمانش پر بود از نگرانی و ترس
لبانش می لرزید
گیسوانش آشفته بود و خودش آشفته تر
- سلام کوچولو .... مامانت کجاست؟
نگاهش که گره خورد در نگاهم
بغضش ترکید
قطره های درشت اشکش , زلال و و بی پروا
چکید روی گونه اش
- ماماااا..نم .. ما..مااا نم ....
صدایش می لرزید
- ا .. چرا گریه می کنی عزیزم , گم شدی ؟
گریه امانش نمی داد که چیزی بگوید
هق هق , گریه می کرد
آنطوری که من همیشه دلم می خواست گریه کنم
آنگونه که انگار سالهاست گریه نکرده بود
با بازوی کوچکش مدام چشم هایش را از خیسی اشک پاک می کرد
در چشم هایش چیزی بود که بغضم گرفت
- ببین , ببین منم مامانمو گم کردم , ولی گریه نمی کنم که , الان باهم میریم مامانامونو پیداشون می کنیم , خب ؟.........

اين داستانك زيبا و نوستالژيك را حتما بخوانيد؛ متن كامل در ادامه مطلب
جانا به حاجتی که تو را هست با خدا
کآخر دمی بپرس که ما را چه حاجت است
ای پادشاه حسن خدا را بسوختیم
آخر سوال کن که گدا را چه حاجت است
ارباب حاجتیم و زبان سوال نیست
در حضرت کریم تمنا چه حاجت است
محتاج قصه نیست گرت قصد خون ماست
چون رخت از آن توست به یغما چه حاجت است
جام جهان نماست ضمیر منیر دوست
اظهار احتیاج خود آن جا چه حاجت است
آن شد که بار منت ملاح بردمی
گوهر چو دست داد به دریا چه حاجت است
ای مدعی برو که مرا با تو کار نیست
احباب حاضرند به اعدا چه حاجت است
ای عاشق گدا چو لب روح بخش یار
میداندت وظیفه تقاضا چه حاجت است
حافظ تو ختم کن که هنر خود عیان شود
با مدعی نزاع و محاکا چه حاجت است
آسمان شب نگر تا کیستی؟
از کجایی در کجایی چیستی؟
هیچ دانی مثل شب خواهی برفت؟
در پَسش یک روز تو خواهی نشست
شب سخنها از درونش گفته است
کوکبان را از درون آشفته است
تا به کی دنبالهداری بیخطر
تا به کی از مهر و کوکب بیخبر؟!
«نقطه رنگ پریده آبی» Pale Blue Dot، نام و لقب عکس مشهوری است که به وسیله کاوشگر فضایی وویجر 1 از زمین گرفته شده است. این عکس، نمایی از زمین در برابر گستره عظیم فضا به دست میدهد.
در سال 2001 سایت space.com، این عکس را به عنوان یکی از 10 عکس برتر علمی گرفته شده از فضا، انتخاب کرد.
این عکس از فاصله 6.4 میلیارد کیلومتری از زمین گرفته شده است. در این عکس زمین تنها 0.12 پیکسل، اندازه داشت. این عکس به وسیله یک دوربین با زاویه باریک 32 درجه و با استفاده از فیلترهای آبی، سبز و بنفش گرفته شد.
در عین حال «نقطه رنگپریده آبی»، نام کتابی است که به وسیله دانشمند مشهور آمریکایی؛ کارل ساگان، با الهام از همین عکس، نوشته شده است.
در قسمتی از این کتاب میخوانیم:
«ما موفق شدیم که این عکس را از عمق فضا بگیریم و اگر شما به آن نگاه کنید، یک نقطه میبینید. دوباره به این نقطه نگاه کنید. همین جاست. خانه اینجاست. ما اینجاییم. تمام کسانی که دوستشان دارید، تمام کسانی که میشناسید، تمام کسانی که تا بحال چیزی در موردشان شنیدهاید، تمام کسانی که وجود داشتهاند، زندگیشان را در اینجا سپری کردهاند. برآیند تمام خوشیها و رنجهای ما در همین نقطه جمع شده است. هزاران مذهب، ایدئولوژی و دکترین اقتصادی که آفرینندگانشان از صحت آنها کاملا مطمئن بودهاند، تمامی شکارچیان و صیادان، تمامی قهرمانان و بزدلان، تمامی آفرینندگان و ویرانکنندگان تمدن، تمامی پادشاهان و رعایا، تمامی زوجهای جوان عاشق، تمامی پدران و مادران، کودکان امیدوار، مخترعان و مکتشفان، تمامی معلمان اخلاق، تمامی سیاستمداران فاسد، تمامی «ابَرستاره ها»، تمامی رهبران کبیر، تمامی قدیسان و گناهکاران در تاریخِ گونهي ما، آنجا زیستهاند؛ در این ذره غبار که در فضای بیکران در مقابل اشعه خورشید شناور است.
زمین ذرهای خُرد در مقابل عظمت جهان است. به رودهای خون که توسط امپراطوران و ژنرالها بر زمین جاری شده، البته با عظمت و فاتحانه، بیاندیشید. این خونریزان، اربابان لحظاتی از قسمت کوچکی از این نقطه بودهاند. به بيرحمیهای بیپایانی که ساکنان گوشهای از این نقطه، توسط ساکنان گوشه دیگر (که از این فاصله نمیتوان آنها را از هم بازشناخت) متحمل شدهاند بیاندیشید، چقدر اینان به کشتن یکدیگر مشتاقند، چقدر با حرارت از یکدیگر متنفرند. تمامی شکوه و جلال ما، تمامی حس خود مهم بینی بیپایان ما، توهم اینکه ما دارای موقعیتی ممتاز در پهنه گیتی هستیم، به واسطه این عکس به چالش کشیده میشود. سیاره ما لکهای گم شده در تاریکی کهکشانهاست. در این تیرگی و عظمت بیپایان، هیچ نشانهای از اینکه کمکی از جایی میرسد تا ما را از شر خودمان در امان نگاه دارد، دیده نمیشود؛ این مهم بر عهده خود ماست.
زمین تنها جای شناخته شده است که قابلیت زیست دارد. هیچ جایی نیست؛ حداقل در آینده نزدیک که گونه بشر بتواند به آنجا مهاجرت کند. مشاهدات، بله؛ استقرار، هنوز نه. خوشتان بیاید یا نه، زمین تنها جایی است که میتوانیم روی پایمان بایستیم. گفته شده که فضانوردی تجربهای است شخصیتساز که فرد را فروتن میسازد. و من میخواهم اضافه کنم که ستارهشناسی باعث خودسازی میشود. شاید هیچ تصویری بهتر از این، غرور ابلهانه و نابخردانه نوع بشر را در دنیای کوچکش به نمایش نگذارد. برای من، این تصویر تاکیدی است بر مسئولیت ما در جهت برخورد مهربانانهتر ما با یکدیگر، و سعی در گرامی داشتن و حفظ کردن این نقطه آبی کمرنگ؛ تنها خانهای که تاکنون شناختهایم.»
********************
راستی اگر خوب به این عکس نگاه کنیم و بعد به عمر کوتاه خودمان فکر کنیم و اینکه ما با تمام دنیایی که به دور خود تنیدهایم یک ذرهی بیمقدار از این نقطه کوچک بیمقدارتر هستیم، دیگر جایی برای غرور و تکبر و عنادی که برای خود ساختهایم باقی میماند؟؟؟
نوحهاي منسوب به سيدالشهدا (ع) وجود دارد كه گويا حضرت در لحظات آخر عمر شريفشان اين شعر را سرودهاند. سالهاست مداحان و واعظان در جلسات هفتگي خود آن را همخواني ميكنند. اين شعر به «شيعتي» معروف است.
گفته ميشود كه دليل سلام دادن شيعيان پس از نوشيدن آب، همين شعري است كه حضرت در ظهر عاشورا گفتهاند.
در نقلهای مختلف آمده که: حضرت سکینه (س) هنگامی که پیکر بابا را شناخت خود را روی پیکر مطهر و قطعه قطعهاش انداخت و چند بار صیحه زد تا از شدت غم و اندوه غش کرد!
هنگامی که به هوش آمد گفت: در عالم غشوه شنیدم پدرم خطاب به شیعیان میفرمود:
شيعتي مَهْما شَرِبْتُم ماءِ عَذْبٍ فاذكروني (شيعيان من! هنگامي كه آب گوارا نوشيديد، مرا ياد كنيد.)
اَوْ سَمِعْتُم بِغَريبٍ اَوْ شَهيدٍ فَانْدُبُوني (و يا هنگامي كه از غريبي يا شهيدي خبري شنيديد، بر من ندبه كنيد.)
فـَاَنا السِّبْطُ الَّذي مِنْ غَيْرِ جُرْمٍ قَتِلُوني (من، نواده [پيامبر] هستم كه مرا بي گناه كشتند.)
وَ بِجَرد الخَيْلِ بَعْد القَتْلِ عَمْداً سَحِقُوني (و پس از آن از روي عمد، مرا پايمال سم اسبان كردند.)
لَيْتَكُم في يَوْمِ عاشورا جميعاَ تَنْظُروني (اي كاش، همگي در روز عاشورا بوديد و ميديديد.)
كَيْفَ اِسْتَسْقي لِطِفْلي فَاَبوا اَن يّرْحَمُوني (كه چگونه براي كودك خردسالم، آب خواستم و آنان رحم نكردند.)
در ادامه ی روایت آمده که "فاجتمعت عدّه من الاعراب حتی جروها عنه" (سرانجام جمعی از اعراب «به دستور عمر سعد» نزد سکینه آمدند و او را کشانکشان از پيكر جدا ساختند.)
منبع: (این اشعار در کتب منهاج الدموع ص ۳۵۶ و مصباح کفعمی ص ۳۷۶ نقل شده است.)

20 قانون براي داشتن يك زندگي 20!
از ديدگاه برايان تريسي
هر چیز به دلیلی رخ میدهد. برای هر علتی معلولی هست، و برای هر معلولی، علت یا علتهای بخصوصی وجود دارد، چه از آنها اطلاع داشته باشید چه نداشته باشید. چیزی به اسم اتفاق وجود ندارد.
در زندگی هر کاری را بخواهید میتوانید انجام دهید به شرط آنکه:
یک: تصمیم بگیرید که دقیقا چه میخواهید.
دو: همان کاری را بکنید که کسانی که در این راه موفق شدهاند انجام دادهاند.
همه علت و معلولها ذهنی هستند. افکار شما تبدیل به واقعیت میشوند. افکار شما آفرینندهاند. شما تبدیل به همان چیزی میشوید که درباره آن بیشتر فکر میکنید.
همیشه درباره چیزهایی فکر کنید که واقعا طالب آن هستید و از فکر کردن درباره چیزهایی که خواستار آن نیستید اجتناب کنید.
دنیای پیرامون شما تجلی فیزیکی دنیای درون شماست. کار اصلی شما در زندگی این است که زندگی مورد علاقه خود را در درون خود خلق کنید.
زندگی ایدهآل خود را با تمام جزئیات آن مجسم کنید و این تصویر ذهنی را تا زمانی که در دنیای پیرامون شما تحقق پیدا کند حفظ کنید.
زندگی بیرونی شما بازتاب زندگی درونی شماست. بین طرز فکر و احساسات درونی شما از یک طرف و عملکرد و تجارب بیرونی شما از طرف دیگر رابطه مستقیم وجود دارد.
روابط اجتماعی، وضعیت جسمانی، شرایط مالی و موفقیت اجتماعی شما بازتاب دنیای درونی شماست.
هر چیزی را که عمیقا باور داشته باشید برایتان به واقعیت بدل میشود. شما آنچه را میبینید باور نمیکنید بلکه آن چیزی را میبینید که قبلا به عنوان یک باور انتخاب کردهاید. پس باید:
یک: باورهای محدود کنندهای را که مانع موفقیت شما هستند شناسایی کنید.
دو: آنها را از بین ببرید.
نحوه عملکرد شما همیشه با زیر بنایی ترین ارزشها و اعتقادات شما هماهنگ است.
آنچه براستی ارزشهایی را که واقعا به آن اعتقاد دارید بیان میکند، ادعاهای شما نیست بلکه گفتهها، اعمال و انتخابهای شما به ویژه در هنگام ناراحتی و عصبانیت است.
هر چه میگویید یا انجام میدهید از تمایلات درونی، خواستهها و غرایز شما سرچشمه میگیرد این کار ممکن است بصورت خودآگاه یا ناخودآگاه انجام شود.
رمز موفقیت دو چیز است:
یک: تعیین اهداف و برنامهریزی برای آنها
دو: مشخص کردن انگیزهها
ذهن ناخودآگاه شما موجب میشود همه گفتهها و اعمالتان مطابق با الگویی انجام پذیرد که با تصویر ذهنی و باورهای زیر بنایی شما هماهنگ است.
ذهن ناخودآگاه شما بسته به اینکه چگونه آن را برنامهریزی کنید میتواند شما را به پیش ببرد و یا از پیشرفت باز دارد.
اگر با اعتماد به نفس انتظار وقوع چیزی را داشته باشید در جهان پیرامونتان امکان وقوع پیدا میکند.
شما همیشه هماهنگ با انتظاراتتان عمل میکنید و انتظارات شما بر رفتار و طرز برخورد اطرافیانتان تاثیر میگذرد.
هر چیزی که ذهن خود را به آن مشغول سازید در زندگی واقعیت پیدا میکند.
هر چیزی که روی آن تمرکز کنید و مرتبا به آن فکر کنید در زندگی واقعی شکل میگیرد و گسترش پیدا میکند. بنابراین باید فکر خود را بر چیزهایی متمرکز کنید که در زندگی واقعا طالب آن هستید.
حداقل 95% از کارهایی که انجام میدهید از روی عادت است، خواه عادتهای مفید و خواه عادتهای مضر.
شما میتوانید عادتهایی را که موفقیتتان را تضمین میکند در خود پرورش دهید. به این صورت که تا هنگامی که رفتار مورد نظر به صورت اتوماتیک و غیر ارادی انجام نشوند تمرین و تکرار آگاهانه و مدام آن را ادامه دهید.
شما مرتبا افکار، ایدهها و موفقیتهایی را که با افکار غالب شما هماهنگ هستند به خود جذب میکنید، خواه افکار منفی و خواه افکار مثبت.
شما میتوانید بهتر از این که هستید باشید، ثروتمندتر از اکنون باشید و تواناییهای بیشتری داشته باشید؛ چون میتوانید افکار غالب خود را تغییر دهید.
زندگي شما نتیجه انتخابهای شما تا این لحظه است.
چون همیشه در انتخاب افکار خود آزاد هستید، کنترل کامل زندگیتان و تمامی آنچه برایتان اتفاق میافتد در دست شماست.
برای موفقیت و شادی در تمام جنبههای زندگی تفکر مثبت امری ضروری است.
شیوه تفکر شما نشان دهنده ارزشها، اعتقادات و انتظارات شماست.
تغییر غیر قابل اجتناب است و چون با دانش روزافزون و تکنولوژی رو به پیشرفت هدایت میشود با سرعتی غیر قابل قیاس با گذشته در حال حرکت است.
کار شما این است که استاد تغییر باشید نه قربانی آن.
این که تا چه حد در مورد خودتان مثبت فکر میکنید بستگی به این دارد که فکر میکنید تا چه حد زندگیتان را تحت کنترل دارید.
سلامتی، شادی و عملکرد عالی از طریق کنترل کامل افکار، اعمال و شرایط پیرامونتان به وجود میآید.
هرجا که هستید و هر چه که هستید بخاطر آن است که خودتان اینطور خواستهاید.
مسئولیت کامل آنچه که هستید، آنچه که به دست آوردهاید و آنچه که خواهید شد بر عهده خود شماست.
عالم در نظم و تعادل کامل به سر میبرد. شما همیشه پاداش کامل اعمالتان را میگیرید.
همیشه از همان دست که میدهید از همان دست میگیرید. اگر از عالم بیشتر دریافت میکنید به این دلیل است که بیشتر میبخشید.
پاداشهایی که در زندگی میگیرید با میزان خدمت شما به دیگران رابطه مستقیم دارد.
هر چه بیشتر برای بهبود زندگی و سعادت دیگران کار و مطالعه کنید و تواناییهای خود را افزایش دهید، در عرصههای مختلف زندگی خود نیز پیشرفت بیشتری به دست میآورید.
همه امیدها، رویاها، هدفها و آرمانهای شما در گرو سختکوشی شماست.
هر چه بیشتر تلاش کنید، بخت و اقبال بهتری پیدا میکنید.
هیچ راه میان بری وجود ندارد.
برايان تريسي؛ انديشمند مديريت
رابطه زمين و انسان در مقياسي ديگر
فقط تصور كنيد كه بتوانيم سن زمين را، كه غير قابل تصور است، فشرده كنيم و هر صد ميليون سال آن را يك سال در نظر بگيريم!

در اينصورت كره زمين مانند فردی 46 ساله خواهد بود! که هيچ اطلاعي در مورد هفت سال اول اين فرد وجود ندارد و دربارهي سالهاي مياني زندگي او نيز اطلاعات كم و بيش پراكندهاي داريم!
اما اين را ميدانيم كه در سن 42 سالگي، گياهان و جنگلها پديدار شده و شروع به رشد و نمو كردهاند.
اثري از دايناسورها و خزندگان عظيم الجثه تا همين يكسال پيش نبود! يعني زمين آنها را در سن 45 سالگي به چشم خود ديد و تقريبا 8 ماه پيش پستانداران را به دنيا آورد.
و آخر هفته گذشته دوران يخ سراسر زمين را فرا گرفت.
انسان جديد فقط حدود 4 ساعت روي زمين بوده و طي همين يك ساعت گذشته كشاورزي را كشف كرده است!
بيش از يك دقيقه از عمر انقلاب صنعتي نميگذرد و حال ببينيد انسان در اين يك دقيقه چه بلائي بر سر اين بيچارهي 46 ساله آورده است!
او طي 40 ثانيه بيولوژيكي، از اين بهشت يك آشغالداني كامل ساخته است.
او خودش را به نسبتهاي سرسامآوري زياد كرده، و نسل 500 خانواده از جانداران را منقرض كرده است.
سوختهاي اين سياره را مال خود كرده و همه را به يغما برده است.
و الان مثل كودكي معصوم و بي تقصير! ايستاده و به اين حملهي برق آسا نگاه ميكند...![]()
رباعیهای زیبا و تاملبرانگیز از حكیم خیام نیشابوری

ای دل چو زمانه می كند غمناكت
ناگه برود ز تن روان پاكت
بر سبزه نشین و خوش بزی روزی چند
زان پیش كه سبزه بردمد از خاكت
***************************
چون نیست ز هر چه هست جز باد بدست
چون هست به هر چه هست نقصان و شكست
انگار كه هر چه هست در عالم نیست
پندار كه هر چه نیست در عالم هست
***************************
كس مشكل اسرار اجل را نگشاد
كس یك قدم از دایره بیرون ننهاد
من می نگرم ز مبتدی تا استاد
عجز است به دست هر كه از مادرزاد
***************************
بر مفرش خاك خفتگان می بینم
در زیر زمین نهفتگان می بینم
چندانكه به صحرای عدم می نگرم
ناآمدگان و رفتگان می بینم
***************************
امروز تو را دسترس فردا نیست
و اندیشه فردات به جز سودا نیست
ضایع مكن این دم ار دلت شیدا نیست
كاین باقی عمر را بها پیدا نیست
***************************
این بحر وجود آمده بیرون ز نهفت
كس نیست كه این گوهر تحقیق نسفت
هر كس سخنی از سر سودا گفتند
ز آن روی كه هست كس نمی داند گفت
***************************
چون نیست حقیقت و یقین اندر دست
نتوان به امید شك همه عمر نشست
هان تا ننهیم جام می از كف دست
در بی خبری مرد چه هشیار و چه مست
***************************
یك روز ز بند عالم آزاد نیم
یك دم زدن از وجود خود شاد نیم
شاگردی روزگار كردم بسیار
در كار جهان هنوز استاد نیم
***************************
این كوزه چو من عاشق زاری بوده ست
در بند سر زلف نگاری بوده ست
این دسته كه بر گردن او می بینی
دستی ست كه بر گردن یاری بوده ست
***************************
نتوان دل شاد را به غم فرسودن
وقت خوش خود به سنگ محنت سودن
كس غیب چه داند كه چه خواهد بودن
می باید و معشوق و به كام آسودن
***************************
در دایره ای كه آمد و رفتن ماست
او را نه بدایت نه نهایت پیداست
كس می نزند دمی در این معنی راست
كاین آمدن از كجا و رفتن به كجاست
***************************
در هر دشتی كه لاله زاری بوده ست
از سرخی خون شهریاری بوده ست
هر شاخ بنفشه كز زمین می روید
خالی ست كه بر رخ نگاری بوده ست
***************************
من هیچ ندانم كه مرا آنكه سرشت
از اهل بهشت كرد یا دوزخ زشت
جامی و بتی و بربطی بر لب كشت
این هر سه مرا نقد و تو را نسیه بهشت
***************************
گردون نگری ز قد فرسوده ماست
جیحون اثری ز اشک پالوده ماست
دوزخ شرری ز رنج بیهوده ماست
فردوس دمی ز بخت آسوده ماست
***************************
در کارگه کوزه گری رفتم دوش
دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش
ناگه یکی کوزه بر آورد خوروش
کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش
***************************
گویند که دوزخی بود عاشق و مست
قولی است خلاف دل در آن نتوان بست
گر عاشق و می خواره به دوزخ باشد
فردا ببینی بهشت همچون کف دست
***************************
بر چرخ فلک هیچ کسی چیر نشد
وز خوردن آدمی زمین سیر نشد
مغرور بدانی که نخوردست تو را
تعجیل مکن هم بخورد دیر نشد
***************************
چون آمدنم به من نبد روز نخست
وین رفتن بی مراد عزمی ست درست
بر خیز و میان ببند ای ساقی چست
کاندوه جهان به می فرو خواهم شست
***************************
سر دفتر عالم معاني عشق است
سر بيت قصيده جواني عشق است
اي آنکه خبر نداري از عالم عشق
اين نکته بدان که زندگاني عشق است
***************************
از آمدنم نبود گردون را سود
وز رفتن من جاه و جلالش نفزود
وز هیچ کسی نیز دو گوشم نشنود
کاین آمدن و رفتنم از بهر چه بود
***************************
از آمدن و رفتن ما سودی کو
وز تار وجود عمر ما پودی کو
در چنبر چرخ جان چندین پاکان
میسوزد و خاک میشود دودی کو
***************************
تا کی غم آن خورم که دارم یا نه
وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه
پر کن قدح باده که معلومم نیست
کاین دم که فرو برم بر آرم یا نه
***************************
ساقی غم من بلند آوازه شده است
سرمستی من برون ز اندازه شدهاست
با موی سپید سرخوشم از می تو
پیرانه سرم بهار دل تازه شده است
***************************
یك چند به كودكی به استاد شدیم
یك چند به استادی خود شاد شدیم
پایان سخن شنو كه ما را چه رسید
از خاك درآمدیم و بر باد شدیم
***************************
خیام اگر ز باده مستی خوش باش
با ماهرخی اگر نشستی خوش باش
چون عاقبت كار جهان نیستی است
انگار كه نیستی چو هستی خوش باش
***************************
از رباعیات
حكیم عمر خیام نیشابوری
آشنایی با 5 مکتب اقتصادی بزرگ دنیا
توضیح : این مطلب در تبین و توضیح 5 مکتب بزرگ اقتصادی دنیا که زیر بنای سیاست های اقتصادی بسیاری از کشورهای جهان را می سازند ( ازجمله کشور اسلامی خودمان ) و از جمله ستون پایه های نظریات سیاسی همچون سوسیالیسم، لیبرالیسم، چپ و راست و پراگماتیسم و … می باشند؛ چنان درخور و شایسته است که حیفم آمد در وبلاگم بازنشرش نکنم، فلذا عین مقاله در سالنامه روزنامه دنیای اقتصاد را در ذیل می آورم و امید دارم که نوشتار حاضر برای دوستداران مباحثات اقتصادی مفید و مسمر ثمر واقع شود.
رئوس مطالب:
۱- سوسیالیسم
۲- نئوکلاسیک ها
۳- مکتب تاریخی
۴- مکتب شیکاگو
۵- مکتب اتریش
{ Tags: لیبرال, مکتب اتریش, مکتب شیکاگو, مارژینالیست, مارژینالیستی, چپ, نئوکلاسیک, کلاسیک, کینزی, آموزش اقتصادی, جهان, راست, سوسیالیسم, سیاست }
هر چــی باشی، باز هم یه حرفـــی هست!
این سئوال مهمیه: آدم باید چه جـوری باشـه؟ اصلا چی خوبـه؟ ![]()
![]()
![]()
اگه سر بزیر و متفكر و توی خودت باشی، میگن: افسردگی داره، روانیه، سیماش قاطیه!
اگه بگو و بخند و شاد و شنگول باشه، میگن: جلف و دلقكه، هجوه!
اگه چاق باشه و اضافه وزن داشته باشه، میگن: شكمو، پرخور، مال مفت تور كرده!
اگه لاغر و جمع و جور باشه، میگن: كِنسه، نخوره، حمال وارثه! شایدم مریضی لاعلاج داره!
اگه از حقش دفاع كنه و زیر بار زور نره، میگن: جنجالیه!!، با همه دعوا داره، خروس جنگیه!
اگه از حقش بگذره و گذشت كنه، میگن: بی عرضهس، حیف نون و دست و پا چلفتیه!
اگه اهل تحقیقات و كتاب باشه، میگن: اینو، واسه ما آدم شده! داره ادا در میاره بگه روشنفکره!
اگه با همسرش مشكل نداشته باشه، میگن: زن ذلیله، زن نگرفته که، شوهر كرده!
اگه مرد سالار و حرف، حرف خودش باشه، میگن: انگار كلفت آورده! متحجره!
اگه دست به جیب باشه و كمك كنه، میگن: پول پارو میكنه، پول مفت داره دلش نمیسوزه!
اگه اهل بریز و بپاش و ولخرج نباشه، میگن: پولهاشو انبار میكنه، جون به عزرائیل نمیده!
اگه زبونباز و متملق و چاخان باشه، میگن: معاشرتیه، فوقالعادهس، دوست داشتنیه!
اگه راست و درست و بیكلك باشه، میگن: هیچی نمیشه، به درد لای جرز میخوره!

... و بالاخره اگه هر روز تلفن، ایمیل یا وب سر بزنه میگن: بیکاره، معلوم نیست کِی کار میکنه، وای به حال اونایی که این یارو واسشون کار میکنه!
اگه اینکارا رو هم نکنه، می گن چرا سر سنگین شدی!!! کلاس میزاری حالاااااااا!
خلاصه كتب مديريتي منتخب
|
خلاصه كتاب ها در قالب PDF ارائه شده است. | |||||
| رديف | نام كتاب | نويسنده | مترجم | ناشر | تاريخ |
| 1 | هيچ چيز نميتواند ناراحتم كند (365KB) | آلبرت آليس | مهرداد فيروزبخت-وحيده عرفاني | مؤسسه خدماتي رسا | 1382 |
| 2 | از خوب به عالي (231KB) | جيم كالينز | ناهيد سپهر | پيكآوين | 1383 |
| 3 | آييننامه نظارت شركتها براساس اصول ٍ(ECD) اي سي دي (361KB) | سپتامبر 2002 | |||
| 4 | رهبري كارآفرين (290KB) | جان پي. كاتر | محمد علي طوسي | مركز آموزش مديريت دولتي | 1381 |
| 5 | تنها بي پروايان پايدارند (248KB) | اندرو گرو | عبدالرضا رضايي نژاد | فرا | 1380 |
| 6 | تمايز يا نابودي (330KB) | جك تراوت | ميراحمد اميرشاهي | فرا | بهار 82 |
| 7 | تحول (243KB) | روزابت كانتر | عبدالرضا رضايي نژاد | فرا | تابستان 82 |
| 8 | پنج دشمن كار تيمي (196KB) |
پاتريك لنچيوني | فضل الله اميني | فرا | زمستان 82 |
| 9 |
سيزده اشتباه مهلك مديران (268KB) |
دابليو. استيون بران | لعيا موسايي | نسل نو انديش | پاييز 81 |
| 10 | باباي دارا، باباي ندار (239KB) |
رابرت كيوساكي، شارون لچنر | عبدالرضا رضايي نژاد | فرا | بهار 82 |
| 11 | ساختن براي ماندن (254KB) | جيمز كالينز- جري پوراس | فضل الله اميني | فرا | تابستان 80 |
| 12 | بي واسطه از دل (229KB) | مايكل دل | عبدالرضا رضايي نژاد | فرا | |
| 13 | پنجمين فرمان (358KB) | پيتر سنگه | حافظ كمال حقيقت - محمد روشن | سازمان مديريت صنعتي | 1382 |
| 14 | چگونه چون يك مدير عالي بينديشيم (316KB) | دبرا اي. بنتون | ايرج پاد | شركت سهامي انتشار | |
| 15 | استراتژي اثربخش (242KB) | وفا غفاريان- غلامرضا كياني | فرا | ||
| 16 | چه كسي ميگويد فيلها نميتوانند برقصند؟ (280KB) | لوئيس گرستنر | مهندس امير توفيقي | انستيتو ايز ايران | 1382 |
| 17 | رهبري تحول (221KB) | جان پي. كاتر | دكتر مهدي ايراننژاد پاريزي- مينو سلسله | مؤسسه تحقيقات و آموزش مديريت | 1382 |
| 18 | فراز و نشيب مديريت در فورد و كرايسلر (371KB) | لي ياكوكا | دكتر محمدابراهيم محجوب | مترجم | بهار 80 |
| 19 | كاتلر در مديريت بازار (355KB) |
فيليپ كاتلر | دكتر عبدالرضا رضايينژاد | فرا | |
| 20 | مديران كهنهكار (327KB) | وارن بِنيس | مهندس فضلالله اميني | فرا | زمستان 81 |
| 21 |
قدرت انتقاد سازنده (199KB) |
پروفسور هندري وايزينگر | دكتر سيدمهدي الولني- محمدرضا ربيعي مندجين | مؤسسه آموزش و پژوهش مديريت و برنامهريزي | 1381 |
| 22 |
جهاني شدن(218kb) |
لستر تارو |
مهندس عزيز كياوند |
فرا |
1383 |
| 23 |
مديريت اقتضائي (193KB) |
دايانا سي فنيري |
ناصر ميرسپاسي |
مير |
1384 |
| 24 | |||||
| 25 |
(231KB) |
كن بلانچارد مايكل او كانر |
دكتر حميد رضا فرتوك زاده |
فردا |
|
| 26 |
مايكل آرم استرانگ |
دكتر سيد محمد اعرابي و داود ايزدي |
دفتر پژوهشهاي فرهنگي |
1381 | |
| 27 |
مديريت برخورد(231KB) |
هيرم اسميت |
مهندس كمال هدايت |
فردا |
1382 |
| 28 |
Lebrahim Mahmouclzadeh |
||||
| 29 |
مديريت ابهام(300KB) |
||||
| 30 |
(206KB) |
دكتر سعيد جعفري مقدم |
موسسه تحقيقات و آموزش مديريت |
1383 | |
| 31 |
(243KB) |
چيپ آر بل |
غلامرضا صالحي معوا |
موسسه خدمات فرهنگي رسا |
|
| 32 |
ناجي نيسان(224KB) |
ديويد مكي |
مسعود نياز مند |
انتشارات نوربخش |
1383 |
ده ها جزوه آموزشي مربوط به مهندسي صنايع و مديريت (ليسانس و ارشد در ادامه مطلب)
دعاهاي كودكان معصوم ايراني... (آمين يادتان نرود!)
"هزاران نفر برای باریدن باران دعا میکنند غافل از آنکه خداوند با کودکی است که چکمههایش سوراخ است."

آرزو دارم سر آمپولها نرم باشد! (تاده نظربیگیان / ۵ ساله)
خدای مهربانم! من در سال جدید از شما میخواهم اگر در شهر ما سیل آمد فوراً من را به ماهی تبدیل کنی! (نسیم حبیبی / ۷ ساله)
ای خدای مهربان! پدر من آرایشگاه دارد. من همیشه برای سلامت بودن او دعا میکنم. از تو میخواهم بازار آرایشگاه او و همه آرایشگاهها را خوب کنی تا بتوانم پول عضویت کانون را از او بگیرم چون وقتی از او پول عضویت کانون را میخواهم میگوید بازار آرایشگاه خوب نیست! (فرشته جبار نژاد ملکی / 11 ساله)
خدای عزیزم! من تا حالا هیچ دعایی نکردم. میتونی لیستت رو نگاه کنی. خدایا ازت میخوام صدای گریه برادر کوچیکم رو کم کنی! (سوسن خاطری / 9 ساله)
خدایا! یک جوری کن یک روز پدرم من را به مسجد ببرد. (کیانمهر رهگوی / 7 ساله)
خدای عزیزم! در سال جدید کمک کن تا مادربزرگم دوباره دندان دربیاورد آخر او دندان مصنوعی دارد! (الناز جهانگیری / 10 ساله)
آرزوی من این است که ای کاش مامان و بابام عیدی من را از من نگیرند. آنها هر سال عیدیهایی را که من جمع میکنم از من میگیرند و به بچه آنهایی میدهند که به من عیدی میدهند! (سحر آذریان / ۹ ساله)
بسم الله الرحمن الرحیم. خدایا! از تو میخواهم که برادرم به سربازی برود و آن را تمام کند. آخه او سرباز فراری است. مادرم هی غصه میخورد و میگوید کی کارت پایان خدمت میگیری؟ (حسن ترک / 8 ساله)
ای خدا! کاش همه مادرها مثل قدیم خودشان نان بپزند من مجبور نباشم در صف نان بایستم! (شاهین روحی / 11 ساله)
خدایا! کاری کن وقتی آدمها میخوان دروغ بگن یادشون بره! (پویا گلپر / 10 ساله)
خدا جون! تو که اینقدر بزرگ هستی چطوری میای خونه ما؟ دعا میکنم در سال جدید به این سؤالم جواب بدی! (پیمان زارعی / 10 ساله)
خدایا! یک برادر تپل به من بده!! (زهره صبورنژاد / 7 ساله)
ای خدا! کاری کن که دزدان کور شوند ممنونم! (صادق بیگ زاده / 11 ساله)
خدایا! در این لحظه زیبا و عزیز از تو میخواهم که به پدر و مادر همه بچههای تالاسمی پول عطا کنی تا همه ما بتوانیم داروی "اکس جید" را بخیریم و از درد و عذاب سوزن در شبها رها شویم و در خواب شبانهیمان مانند بچههای سالم پروانه بگیریم و از کابوس سوزن رها شویم. (مهسا فرجی / 11 ساله)
دلم میخواهد حتی اگر شوهر کنم خمیر دندان ژلهای بزنم! (روشنک روزبهانی / 8 ساله)
خدایا! شفای مریضها را بده هم چنین شفای من را نیز بده تا مثل همه بازی کنم و هیچکس نگران من نباشد و برای قبول شدن دعا 600 عدد صلوات گفتم ان شاء الله خدا حوصله داشته باشد و شفای همه ما را بدهد. الهی آمین. (مهدی اصلانی / 11 ساله)
خدایا! دست شما درد نکند ما شما را خیلی دوست داریم! (مینا امیری / 8 ساله)
خدایا! تمام بچههای کلاسمان زن داداش دارند از تو میخواهم مرا زن دادش دار کنی! (زهرا فراهانی / 11 ساله)
ای خدای مهربان! من سالهاست آرزو دارم که پدرم یک توپ برایم بخرد اما پدرم بدلیل مشکلات نتوانسته بخرد. مطمئن هستم من امسال به آرزوی خودم میرسم. خدایا دعای مرا قبول کن. (رضا رضائی طومار آغاج / 13 ساله)
ای خدای مهربان! من رستم دستان را خیلی دوست دارم از تو خواهش میکنم کاری کنی که شبی او را در خواب ببینم! (شایان نوری / 9 ساله)
کاشکی من یه مغازه توپ فروشی داشتم تا دیگه مجبور نمیشدم به جای توپهایی که همسایهمون پاره میکرد، توپ نو بخرم! (زهرا ایمانی / 12 ساله)
خدایا ماهی مرا زنده نگه دار و اگر مرد پیش خودت نگه دار و ایشالله من بتوانم خدا را بوس کنم و معلممان هم مرا بوس کند!! (امیرحسام سلیمی / 6 ساله)
خدیا! دعا میکنم که در دنیا یک جاروبرقی بزرگ اختراع شود تا دیگر رفتگران خسته نشوند! (فاطمه یارمحمدی / 11 ساله)
ای خدا! من بعضی وقتها یادم میرود به یاد تو باشم ولی خدایا کاش تو همیشه به یاد من بیوفتی و یادت نرود! (شقایق شوقی / 9 ساله)
خدای عزیزم! سلام. من پارسال با دوستم در خونهها را میزدیم و فرار میکردیم. خدایا منو ببخش و اگه مُردم بخاطر این کار منو به جهنم نبر چون من امسال دیگه این کار رو نمیکنم! (دلنیا عبدیپور / 10 ساله)
آرزو دارم بجای این که من به مدرسه بروم مادر و پدرم به مدرسه بروند. آن وقت آنها هم میفهمیدند که مدرسه رفتن چقدر سخت است و این قدر ایراد نمیگرفتند! (هدیه مصدری / 12 ساله)
خدایا مهدکودک از خانه ما آنقدر دور باشد که هر چه برویم، نرسیم. بعد برگردیم خانه با مامان و کیف چاشتم. پاهای من یک دعا دارند آنها کفش پاشنه بلند تلق تلوقی (!) میخوان دعا میکنند بزرگ شوند که قدشان دراز شود! (باران خوارزمیان / 4 ساله)
خدایا! برام یک عروسک بده. خدایا! برای داداشم یک ماشین پلیس بده! (مریم علیزاده / 6 ساله)
خدایا! میخورم بزرگ نمیشم! کمکم کن تا خیلی خیلی بزرگ شوم! (محمد حسین اوستادی / 7 ساله)
خدایا! من دعا میکنم که گاو باشم (!) و شیر بدهم تا از شیر، کره، پنیر و ماست برای خوراک مردم بسازم! (سالار یوسفی / 11 ساله)
من دعا میکنم که خودمان نه، همه مردم جهان در روز قیامت به بهشت بروند. (المیرا بدلی / 11 ساله)
خدای قشنگ سلام! خدایا چرا حیوانات درس نمیخواننداما ما باید هر روز درس بخوانیم؟ در سال جدید دعا میکنم آنها درس بخوانند و ما مثل آنها استراحت کنیم! (نیشتمان وازه / 10 ساله)
اگر دل درد گرفتیم نسل دکترها که آمپول میزنند منقرض شود تا هیچ دکتری نتواند به من آمپول بزند! (عاطفه صفری / 11 ساله)
خدای مهربان! من یک جفت کفش میخواهم بنفش باشد و موقع راه رفتن تق تق کند مرسی خدایا! (رویا میرزاده / 7 ساله)
آمين
منبع: كتاب سومين جشنواره بينالمللي "دستهاي كوچك دعا" كه سه سال است در تبريز برگزار ميشود.
شب خیز که عاشقان به شب راز کنند
گِرد در و بام دوست پرواز کنند
هر جا که دری بود، به شب می بندند
الّا در دوست را که شب باز کنند

اشاره: در روايات متعددي آمده است كه در شب قدر، تمام مقدرات يک سال انسانها و روزيها، عمرها و امور ديگر مشخص ميشود. ملائکه به همراه بزرگ خويش ـ روح ـ در اين شب بر زمين فرود ميآيند، به پيشگاه امام زمان (عج) ميروند و آنچه را براي بندگان مقدر شده است بر ايشان عرضه ميدارند و ايشان از سرنوشت خود و دیگران با خبر مىگردند. این واقعیت همواره بوده است و خواهد بود. این شب در روزگار پیامبر اكرم (ص) بوده است و پس از ایشان نیز این شب صاحبانی دارد.
امام علی (ع) فرمودند: «شب قدر در هر سالی هست، در این شب امور همه سال (و تقدیرها و سرنوشتها) فرو فرستاده میشود، پس از درگذشت پیامبر نیز این شب، صاحبانی دارد.»
امام باقر (ع) در اين باره مىفرماید: «انه ینزل فى لیلة القدر الى ولى الامر تفسیر الامور سنةً سنةً، یؤمر فى امر نفسه بكذا و كذا و فى امر الناس بكذا و كذا؛ در شب قدر به ولى امر (امام هر زمان) تفسیر كارها و حوادث نازل مىشود و وى درباره خویش و دیگر مردمان مأمور به دستورهایى مىشود.»۱
مرحوم كلینى در اصول كافى از امام باقر (ع) نقل مىكند كه آن حضرت در جواب معناى آیه «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةٍ مُبارَكَةٍ انّا كنّا مُنذِرينَ»۲ فرمودند: «آرى شب قدر، شبى است كه همه ساله در ماه رمضان و در دهه آخر آن، تجدید مىشود. شبى كه قرآن جز در آن شب نازل نشده و آن شبى است كه خداى تعالى دربارهاش فرموده است: «فیها یفرق كل امر حكیم۳؛ در آن شب، هر امرى، با حكمت متعین و ممتاز مىگردد.» آنگاه فرمود: «در شب قدر، هر حادثهاى كه باید در طول آن سال واقع گردد، تقدیر مىشود؛ خیر و شر، طاعت و معصیت و فرزندى كه قرار است متولد شود یا اجلى كه قرار است فرارسد یا رزقى كه قرار است برسد و ... .»۴
بنا بر روایات متعدد، تا جهان هست شب قدر هست و تا شب قدر هم هست حجت خدا هست كه صاحب شب قدر و حامل علم قرآن است.
التماس دعا در اين شبهاي اجابت دعا
پينوشتها:
۱- الكافى، ج1، ص 248
۲- سوره دخان، آيه ۳
۳- سوره دخان، آيه ۴
۴- المیزان فى تفسیر القرآن، ج 20، ص، 382/ بحث روایى ذیل سوره مباركه قدر.
In a day, when you don't come across any problems
You can be sure that you are traveling in a wrong path.
(SWAMI VIVEKANANAA)
اگر روزی نتونی از عهده مشکلات برآیی
میتونی مطمئن باشی که تو در یک مسیر اشتباه قدم برداشتی.
سوامی ویووکانا
********************
Three sentences for getting success:
1-Know more than other
2-Work more than other
3-Expect less than other.
(WILLIAM SHEAKSPER)
سه جمله برای کسب موفقیت:
1- بیشتر از دیگران بدان.
2- بیشتر از دیگران کار کن.
3- کمتر از دیگران انتظار داشته باش.
ویلیام شکسپیر
********************
If you win you need not explain
But if you lose should not be there to explain.
(ADOLPH HITLER)
اگر تو برنده باشی نیازی به توضیح نداری
اما اگر شكست بخوری چیزی برای توضیح دادن نداری.
آدولف هیتلر
********************
Don't compare yourself with anyone in this world
If you do so, you are insulting yourself.
(ALEN STRIKE)
در این دنیا خودت را با هیچکس مقایسه نکن
اگر این کار را بکنی خودت را خوار میشماری.
آلن استرایک
********************
I will not say failed 1000 times i will say:
That i discovered there are 1000 ways that can cause failure.
(THOMAS EDISON)
من نخواهم گفت هزار بار شكست خوردم من خواهم گفت:
در حالی که هزار راه شكست وجود داشت من کشف کردم.
توماس ادیسون
********************
Winning doesn't always mean being first
Winning means you're doing better than you're done before.
(BONNIE BLAIR)
بردن به این معنی نیست که تو همیشه اول باشی
بردن به این معنی است که تو بهتر از قبلت باشي.
بونی بلایر
********************
If we can not love the person whom we see,
How can we love God whom we can not see?
(MOTHER TERASA)
اگر ما اشخاص را که میبینیم دوست نداشته باشیم
چطور میتونیم خدا رو که نمیبینیم دوست داشته باشیم.
مادر ترازا
********************
Every one thinks of changing the world
But no body thinks of changing himself.
(LEO TOLSTOY)
هر شخصی به تغییر جهان فکر میکند
اما هیچکس به تغییر خودش فکر نمیکند.
لئو تولستوی
********************
Believing everybody is dangerous
Believing nobody is very dangerous.
(ABRAHAM LINKON)
باور كردن هر شخص خطرناک است
باور نکردنش خطرناکتر.
ابراهام لینکولن
********************
If some one feels that they had neer made a mistake in their life
Then it means they had never tried a new thing in their life.
(EINSTEIN)
اگر شخصی فکر کند که در زندگی هیچ اشتباهی نکرده است
به این معنی است که هرگز برای راه تازهای در زندگی سعی نکرده است.
انيشتین
********************
Never break four things in your life:
Trust – promise – relation - heart
Because when they break they don't make noise but pain a lot.
(CHALES)
هرگز چهار چیز را در زندگی نشکن:
اعتماد - قول – ارتباط - قلب
زیرا زمانی که اینها شکسته بشوند صدا ندارند ولی دردشان شدید است.
چالز
********************
If you start judging people
you will be have no time to love them.
(MOTHER TERESA)
اگر تو شروع به قضاوت مردم بکنی
تو برای دوست داشتن آنها وقتی نخواهی داشت.
مادر ترازا
********************
Take in to account that great love
and great achievements involve great risk.
(DALAY LAMA)
بر این باور باش که عشق
و دستاوردهای عظیم در برگیرندهي مخاطرات بزرگی است.
دالای لاما
از همین نوع:
مشكل اقتصاد ايران راه حل اقتصادي ندارد
در این یادداشت کوتاه سعی میکنم تصویری خیلی کلی از اقتصاد ایران به دست بدهم. ازهمین ابتدا بگویم که هر آن كسی كه درد ایران داشته باشد، مشكلات اقتصادی ایران را میشناسد. پس تكرار این مشكلات، مسئلهای را حل نمیكند. گمان نمیكنم بر سر مشكلات اقتصادی ایران اختلافنظری وجود داشته باشد. آنچه كه بر سرش اختلافنظر وجود دارد، ارجحیتها و راههای برونرفت از وضعیت فعلی است. و در این جاست كه تساهل و مدارا لازم میشود. چون اگر قرار باشد كه جامعهی ایرانی در جدوجهد برای یافتن راه برونرفت، تك صدایی ـ و مهم نیست كدام صدا ـ باقی بماند، نه فقط راههای برونرفتن به دست نخواهد آمد بلكه ای بسا، زمینه برای تامین این مشكلات فراهم خواهد گشت. پس دو نكتهی بههم پیوسته، توافق بر سر ارجحیتها و پس آن گاه، بر سر راههای برون رفت از این وضعیت فعلی است.
این نكته را نیز بگویم كه اگرچه مشکل اقتصاد ما بسیار جدی و مزمن است ولی لاعلاج نیست. علاوه بر كار و باز هم كار، لازم و ضروری است كه همهی امكانات مملكتی برای تخفیف این مشكلات بسیج شود و بسیج همگانی، بدون امنیت اجتماعی و فردی و احترام به حقوق و آزادیهای فردی، همراهی و همگامی سراسری و تساهل و مدارا، غیر ممكن است.
متن كامل در ادامهي مطلب
|
|