
|
جستاری پیرامون علم مدیریت، فرهنگ، اجتماع و آموخته هاي دوران دانشجويي |
آشنایی با 5 مکتب اقتصادی بزرگ دنیا
توضیح : این مطلب در تبین و توضیح 5 مکتب بزرگ اقتصادی دنیا که زیر بنای سیاست های اقتصادی بسیاری از کشورهای جهان را می سازند ( ازجمله کشور اسلامی خودمان ) و از جمله ستون پایه های نظریات سیاسی همچون سوسیالیسم، لیبرالیسم، چپ و راست و پراگماتیسم و … می باشند؛ چنان درخور و شایسته است که حیفم آمد در وبلاگم بازنشرش نکنم، فلذا عین مقاله در سالنامه روزنامه دنیای اقتصاد را در ذیل می آورم و امید دارم که نوشتار حاضر برای دوستداران مباحثات اقتصادی مفید و مسمر ثمر واقع شود.
رئوس مطالب:
۱- سوسیالیسم
۲- نئوکلاسیک ها
۳- مکتب تاریخی
۴- مکتب شیکاگو
۵- مکتب اتریش
{ Tags: لیبرال, مکتب اتریش, مکتب شیکاگو, مارژینالیست, مارژینالیستی, چپ, نئوکلاسیک, کلاسیک, کینزی, آموزش اقتصادی, جهان, راست, سوسیالیسم, سیاست }
هر چــی باشی، باز هم یه حرفـــی هست!
این سئوال مهمیه: آدم باید چه جـوری باشـه؟ اصلا چی خوبـه؟ ![]()
![]()
![]()
اگه سر بزیر و متفكر و توی خودت باشی، میگن: افسردگی داره، روانیه، سیماش قاطیه!
اگه بگو و بخند و شاد و شنگول باشه، میگن: جلف و دلقكه، هجوه!
اگه چاق باشه و اضافه وزن داشته باشه، میگن: شكمو، پرخور، مال مفت تور كرده!
اگه لاغر و جمع و جور باشه، میگن: كِنسه، نخوره، حمال وارثه! شایدم مریضی لاعلاج داره!
اگه از حقش دفاع كنه و زیر بار زور نره، میگن: جنجالیه!!، با همه دعوا داره، خروس جنگیه!
اگه از حقش بگذره و گذشت كنه، میگن: بی عرضهس، حیف نون و دست و پا چلفتیه!
اگه اهل تحقیقات و كتاب باشه، میگن: اینو، واسه ما آدم شده! داره ادا در میاره بگه روشنفکره!
اگه با همسرش مشكل نداشته باشه، میگن: زن ذلیله، زن نگرفته که، شوهر كرده!
اگه مرد سالار و حرف، حرف خودش باشه، میگن: انگار كلفت آورده! متحجره!
اگه دست به جیب باشه و كمك كنه، میگن: پول پارو میكنه، پول مفت داره دلش نمیسوزه!
اگه اهل بریز و بپاش و ولخرج نباشه، میگن: پولهاشو انبار میكنه، جون به عزرائیل نمیده!
اگه زبونباز و متملق و چاخان باشه، میگن: معاشرتیه، فوقالعادهس، دوست داشتنیه!
اگه راست و درست و بیكلك باشه، میگن: هیچی نمیشه، به درد لای جرز میخوره!

... و بالاخره اگه هر روز تلفن، ایمیل یا وب سر بزنه میگن: بیکاره، معلوم نیست کِی کار میکنه، وای به حال اونایی که این یارو واسشون کار میکنه!
اگه اینکارا رو هم نکنه، می گن چرا سر سنگین شدی!!! کلاس میزاری حالاااااااا!
خلاصه كتب مديريتي منتخب
|
خلاصه كتاب ها در قالب PDF ارائه شده است. | |||||
| رديف | نام كتاب | نويسنده | مترجم | ناشر | تاريخ |
| 1 | هيچ چيز نميتواند ناراحتم كند (365KB) | آلبرت آليس | مهرداد فيروزبخت-وحيده عرفاني | مؤسسه خدماتي رسا | 1382 |
| 2 | از خوب به عالي (231KB) | جيم كالينز | ناهيد سپهر | پيكآوين | 1383 |
| 3 | آييننامه نظارت شركتها براساس اصول ٍ(ECD) اي سي دي (361KB) | سپتامبر 2002 | |||
| 4 | رهبري كارآفرين (290KB) | جان پي. كاتر | محمد علي طوسي | مركز آموزش مديريت دولتي | 1381 |
| 5 | تنها بي پروايان پايدارند (248KB) | اندرو گرو | عبدالرضا رضايي نژاد | فرا | 1380 |
| 6 | تمايز يا نابودي (330KB) | جك تراوت | ميراحمد اميرشاهي | فرا | بهار 82 |
| 7 | تحول (243KB) | روزابت كانتر | عبدالرضا رضايي نژاد | فرا | تابستان 82 |
| 8 | پنج دشمن كار تيمي (196KB) |
پاتريك لنچيوني | فضل الله اميني | فرا | زمستان 82 |
| 9 |
سيزده اشتباه مهلك مديران (268KB) |
دابليو. استيون بران | لعيا موسايي | نسل نو انديش | پاييز 81 |
| 10 | باباي دارا، باباي ندار (239KB) |
رابرت كيوساكي، شارون لچنر | عبدالرضا رضايي نژاد | فرا | بهار 82 |
| 11 | ساختن براي ماندن (254KB) | جيمز كالينز- جري پوراس | فضل الله اميني | فرا | تابستان 80 |
| 12 | بي واسطه از دل (229KB) | مايكل دل | عبدالرضا رضايي نژاد | فرا | |
| 13 | پنجمين فرمان (358KB) | پيتر سنگه | حافظ كمال حقيقت - محمد روشن | سازمان مديريت صنعتي | 1382 |
| 14 | چگونه چون يك مدير عالي بينديشيم (316KB) | دبرا اي. بنتون | ايرج پاد | شركت سهامي انتشار | |
| 15 | استراتژي اثربخش (242KB) | وفا غفاريان- غلامرضا كياني | فرا | ||
| 16 | چه كسي ميگويد فيلها نميتوانند برقصند؟ (280KB) | لوئيس گرستنر | مهندس امير توفيقي | انستيتو ايز ايران | 1382 |
| 17 | رهبري تحول (221KB) | جان پي. كاتر | دكتر مهدي ايراننژاد پاريزي- مينو سلسله | مؤسسه تحقيقات و آموزش مديريت | 1382 |
| 18 | فراز و نشيب مديريت در فورد و كرايسلر (371KB) | لي ياكوكا | دكتر محمدابراهيم محجوب | مترجم | بهار 80 |
| 19 | كاتلر در مديريت بازار (355KB) |
فيليپ كاتلر | دكتر عبدالرضا رضايينژاد | فرا | |
| 20 | مديران كهنهكار (327KB) | وارن بِنيس | مهندس فضلالله اميني | فرا | زمستان 81 |
| 21 |
قدرت انتقاد سازنده (199KB) |
پروفسور هندري وايزينگر | دكتر سيدمهدي الولني- محمدرضا ربيعي مندجين | مؤسسه آموزش و پژوهش مديريت و برنامهريزي | 1381 |
| 22 |
جهاني شدن(218kb) |
لستر تارو |
مهندس عزيز كياوند |
فرا |
1383 |
| 23 |
مديريت اقتضائي (193KB) |
دايانا سي فنيري |
ناصر ميرسپاسي |
مير |
1384 |
| 24 | |||||
| 25 |
(231KB) |
كن بلانچارد مايكل او كانر |
دكتر حميد رضا فرتوك زاده |
فردا |
|
| 26 |
مايكل آرم استرانگ |
دكتر سيد محمد اعرابي و داود ايزدي |
دفتر پژوهشهاي فرهنگي |
1381 | |
| 27 |
مديريت برخورد(231KB) |
هيرم اسميت |
مهندس كمال هدايت |
فردا |
1382 |
| 28 |
Lebrahim Mahmouclzadeh |
||||
| 29 |
مديريت ابهام(300KB) |
||||
| 30 |
(206KB) |
دكتر سعيد جعفري مقدم |
موسسه تحقيقات و آموزش مديريت |
1383 | |
| 31 |
(243KB) |
چيپ آر بل |
غلامرضا صالحي معوا |
موسسه خدمات فرهنگي رسا |
|
| 32 |
ناجي نيسان(224KB) |
ديويد مكي |
مسعود نياز مند |
انتشارات نوربخش |
1383 |
ده ها جزوه آموزشي مربوط به مهندسي صنايع و مديريت (ليسانس و ارشد در ادامه مطلب)
دعاهاي كودكان معصوم ايراني... (آمين يادتان نرود!)
"هزاران نفر برای باریدن باران دعا میکنند غافل از آنکه خداوند با کودکی است که چکمههایش سوراخ است."

آرزو دارم سر آمپولها نرم باشد! (تاده نظربیگیان / ۵ ساله)
خدای مهربانم! من در سال جدید از شما میخواهم اگر در شهر ما سیل آمد فوراً من را به ماهی تبدیل کنی! (نسیم حبیبی / ۷ ساله)
ای خدای مهربان! پدر من آرایشگاه دارد. من همیشه برای سلامت بودن او دعا میکنم. از تو میخواهم بازار آرایشگاه او و همه آرایشگاهها را خوب کنی تا بتوانم پول عضویت کانون را از او بگیرم چون وقتی از او پول عضویت کانون را میخواهم میگوید بازار آرایشگاه خوب نیست! (فرشته جبار نژاد ملکی / 11 ساله)
خدای عزیزم! من تا حالا هیچ دعایی نکردم. میتونی لیستت رو نگاه کنی. خدایا ازت میخوام صدای گریه برادر کوچیکم رو کم کنی! (سوسن خاطری / 9 ساله)
خدایا! یک جوری کن یک روز پدرم من را به مسجد ببرد. (کیانمهر رهگوی / 7 ساله)
خدای عزیزم! در سال جدید کمک کن تا مادربزرگم دوباره دندان دربیاورد آخر او دندان مصنوعی دارد! (الناز جهانگیری / 10 ساله)
آرزوی من این است که ای کاش مامان و بابام عیدی من را از من نگیرند. آنها هر سال عیدیهایی را که من جمع میکنم از من میگیرند و به بچه آنهایی میدهند که به من عیدی میدهند! (سحر آذریان / ۹ ساله)
بسم الله الرحمن الرحیم. خدایا! از تو میخواهم که برادرم به سربازی برود و آن را تمام کند. آخه او سرباز فراری است. مادرم هی غصه میخورد و میگوید کی کارت پایان خدمت میگیری؟ (حسن ترک / 8 ساله)
ای خدا! کاش همه مادرها مثل قدیم خودشان نان بپزند من مجبور نباشم در صف نان بایستم! (شاهین روحی / 11 ساله)
خدایا! کاری کن وقتی آدمها میخوان دروغ بگن یادشون بره! (پویا گلپر / 10 ساله)
خدا جون! تو که اینقدر بزرگ هستی چطوری میای خونه ما؟ دعا میکنم در سال جدید به این سؤالم جواب بدی! (پیمان زارعی / 10 ساله)
خدایا! یک برادر تپل به من بده!! (زهره صبورنژاد / 7 ساله)
ای خدا! کاری کن که دزدان کور شوند ممنونم! (صادق بیگ زاده / 11 ساله)
خدایا! در این لحظه زیبا و عزیز از تو میخواهم که به پدر و مادر همه بچههای تالاسمی پول عطا کنی تا همه ما بتوانیم داروی "اکس جید" را بخیریم و از درد و عذاب سوزن در شبها رها شویم و در خواب شبانهیمان مانند بچههای سالم پروانه بگیریم و از کابوس سوزن رها شویم. (مهسا فرجی / 11 ساله)
دلم میخواهد حتی اگر شوهر کنم خمیر دندان ژلهای بزنم! (روشنک روزبهانی / 8 ساله)
خدایا! شفای مریضها را بده هم چنین شفای من را نیز بده تا مثل همه بازی کنم و هیچکس نگران من نباشد و برای قبول شدن دعا 600 عدد صلوات گفتم ان شاء الله خدا حوصله داشته باشد و شفای همه ما را بدهد. الهی آمین. (مهدی اصلانی / 11 ساله)
خدایا! دست شما درد نکند ما شما را خیلی دوست داریم! (مینا امیری / 8 ساله)
خدایا! تمام بچههای کلاسمان زن داداش دارند از تو میخواهم مرا زن دادش دار کنی! (زهرا فراهانی / 11 ساله)
ای خدای مهربان! من سالهاست آرزو دارم که پدرم یک توپ برایم بخرد اما پدرم بدلیل مشکلات نتوانسته بخرد. مطمئن هستم من امسال به آرزوی خودم میرسم. خدایا دعای مرا قبول کن. (رضا رضائی طومار آغاج / 13 ساله)
ای خدای مهربان! من رستم دستان را خیلی دوست دارم از تو خواهش میکنم کاری کنی که شبی او را در خواب ببینم! (شایان نوری / 9 ساله)
کاشکی من یه مغازه توپ فروشی داشتم تا دیگه مجبور نمیشدم به جای توپهایی که همسایهمون پاره میکرد، توپ نو بخرم! (زهرا ایمانی / 12 ساله)
خدایا ماهی مرا زنده نگه دار و اگر مرد پیش خودت نگه دار و ایشالله من بتوانم خدا را بوس کنم و معلممان هم مرا بوس کند!! (امیرحسام سلیمی / 6 ساله)
خدیا! دعا میکنم که در دنیا یک جاروبرقی بزرگ اختراع شود تا دیگر رفتگران خسته نشوند! (فاطمه یارمحمدی / 11 ساله)
ای خدا! من بعضی وقتها یادم میرود به یاد تو باشم ولی خدایا کاش تو همیشه به یاد من بیوفتی و یادت نرود! (شقایق شوقی / 9 ساله)
خدای عزیزم! سلام. من پارسال با دوستم در خونهها را میزدیم و فرار میکردیم. خدایا منو ببخش و اگه مُردم بخاطر این کار منو به جهنم نبر چون من امسال دیگه این کار رو نمیکنم! (دلنیا عبدیپور / 10 ساله)
آرزو دارم بجای این که من به مدرسه بروم مادر و پدرم به مدرسه بروند. آن وقت آنها هم میفهمیدند که مدرسه رفتن چقدر سخت است و این قدر ایراد نمیگرفتند! (هدیه مصدری / 12 ساله)
خدایا مهدکودک از خانه ما آنقدر دور باشد که هر چه برویم، نرسیم. بعد برگردیم خانه با مامان و کیف چاشتم. پاهای من یک دعا دارند آنها کفش پاشنه بلند تلق تلوقی (!) میخوان دعا میکنند بزرگ شوند که قدشان دراز شود! (باران خوارزمیان / 4 ساله)
خدایا! برام یک عروسک بده. خدایا! برای داداشم یک ماشین پلیس بده! (مریم علیزاده / 6 ساله)
خدایا! میخورم بزرگ نمیشم! کمکم کن تا خیلی خیلی بزرگ شوم! (محمد حسین اوستادی / 7 ساله)
خدایا! من دعا میکنم که گاو باشم (!) و شیر بدهم تا از شیر، کره، پنیر و ماست برای خوراک مردم بسازم! (سالار یوسفی / 11 ساله)
من دعا میکنم که خودمان نه، همه مردم جهان در روز قیامت به بهشت بروند. (المیرا بدلی / 11 ساله)
خدای قشنگ سلام! خدایا چرا حیوانات درس نمیخواننداما ما باید هر روز درس بخوانیم؟ در سال جدید دعا میکنم آنها درس بخوانند و ما مثل آنها استراحت کنیم! (نیشتمان وازه / 10 ساله)
اگر دل درد گرفتیم نسل دکترها که آمپول میزنند منقرض شود تا هیچ دکتری نتواند به من آمپول بزند! (عاطفه صفری / 11 ساله)
خدای مهربان! من یک جفت کفش میخواهم بنفش باشد و موقع راه رفتن تق تق کند مرسی خدایا! (رویا میرزاده / 7 ساله)
آمين
منبع: كتاب سومين جشنواره بينالمللي "دستهاي كوچك دعا" كه سه سال است در تبريز برگزار ميشود.
شب خیز که عاشقان به شب راز کنند
گِرد در و بام دوست پرواز کنند
هر جا که دری بود، به شب می بندند
الّا در دوست را که شب باز کنند

اشاره: در روايات متعددي آمده است كه در شب قدر، تمام مقدرات يک سال انسانها و روزيها، عمرها و امور ديگر مشخص ميشود. ملائکه به همراه بزرگ خويش ـ روح ـ در اين شب بر زمين فرود ميآيند، به پيشگاه امام زمان (عج) ميروند و آنچه را براي بندگان مقدر شده است بر ايشان عرضه ميدارند و ايشان از سرنوشت خود و دیگران با خبر مىگردند. این واقعیت همواره بوده است و خواهد بود. این شب در روزگار پیامبر اكرم (ص) بوده است و پس از ایشان نیز این شب صاحبانی دارد.
امام علی (ع) فرمودند: «شب قدر در هر سالی هست، در این شب امور همه سال (و تقدیرها و سرنوشتها) فرو فرستاده میشود، پس از درگذشت پیامبر نیز این شب، صاحبانی دارد.»
امام باقر (ع) در اين باره مىفرماید: «انه ینزل فى لیلة القدر الى ولى الامر تفسیر الامور سنةً سنةً، یؤمر فى امر نفسه بكذا و كذا و فى امر الناس بكذا و كذا؛ در شب قدر به ولى امر (امام هر زمان) تفسیر كارها و حوادث نازل مىشود و وى درباره خویش و دیگر مردمان مأمور به دستورهایى مىشود.»۱
مرحوم كلینى در اصول كافى از امام باقر (ع) نقل مىكند كه آن حضرت در جواب معناى آیه «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةٍ مُبارَكَةٍ انّا كنّا مُنذِرينَ»۲ فرمودند: «آرى شب قدر، شبى است كه همه ساله در ماه رمضان و در دهه آخر آن، تجدید مىشود. شبى كه قرآن جز در آن شب نازل نشده و آن شبى است كه خداى تعالى دربارهاش فرموده است: «فیها یفرق كل امر حكیم۳؛ در آن شب، هر امرى، با حكمت متعین و ممتاز مىگردد.» آنگاه فرمود: «در شب قدر، هر حادثهاى كه باید در طول آن سال واقع گردد، تقدیر مىشود؛ خیر و شر، طاعت و معصیت و فرزندى كه قرار است متولد شود یا اجلى كه قرار است فرارسد یا رزقى كه قرار است برسد و ... .»۴
بنا بر روایات متعدد، تا جهان هست شب قدر هست و تا شب قدر هم هست حجت خدا هست كه صاحب شب قدر و حامل علم قرآن است.
التماس دعا در اين شبهاي اجابت دعا
پينوشتها:
۱- الكافى، ج1، ص 248
۲- سوره دخان، آيه ۳
۳- سوره دخان، آيه ۴
۴- المیزان فى تفسیر القرآن، ج 20، ص، 382/ بحث روایى ذیل سوره مباركه قدر.
In a day, when you don't come across any problems
You can be sure that you are traveling in a wrong path.
(SWAMI VIVEKANANAA)
اگر روزی نتونی از عهده مشکلات برآیی
میتونی مطمئن باشی که تو در یک مسیر اشتباه قدم برداشتی.
سوامی ویووکانا
********************
Three sentences for getting success:
1-Know more than other
2-Work more than other
3-Expect less than other.
(WILLIAM SHEAKSPER)
سه جمله برای کسب موفقیت:
1- بیشتر از دیگران بدان.
2- بیشتر از دیگران کار کن.
3- کمتر از دیگران انتظار داشته باش.
ویلیام شکسپیر
********************
If you win you need not explain
But if you lose should not be there to explain.
(ADOLPH HITLER)
اگر تو برنده باشی نیازی به توضیح نداری
اما اگر شكست بخوری چیزی برای توضیح دادن نداری.
آدولف هیتلر
********************
Don't compare yourself with anyone in this world
If you do so, you are insulting yourself.
(ALEN STRIKE)
در این دنیا خودت را با هیچکس مقایسه نکن
اگر این کار را بکنی خودت را خوار میشماری.
آلن استرایک
********************
I will not say failed 1000 times i will say:
That i discovered there are 1000 ways that can cause failure.
(THOMAS EDISON)
من نخواهم گفت هزار بار شكست خوردم من خواهم گفت:
در حالی که هزار راه شكست وجود داشت من کشف کردم.
توماس ادیسون
********************
Winning doesn't always mean being first
Winning means you're doing better than you're done before.
(BONNIE BLAIR)
بردن به این معنی نیست که تو همیشه اول باشی
بردن به این معنی است که تو بهتر از قبلت باشي.
بونی بلایر
********************
If we can not love the person whom we see,
How can we love God whom we can not see?
(MOTHER TERASA)
اگر ما اشخاص را که میبینیم دوست نداشته باشیم
چطور میتونیم خدا رو که نمیبینیم دوست داشته باشیم.
مادر ترازا
********************
Every one thinks of changing the world
But no body thinks of changing himself.
(LEO TOLSTOY)
هر شخصی به تغییر جهان فکر میکند
اما هیچکس به تغییر خودش فکر نمیکند.
لئو تولستوی
********************
Believing everybody is dangerous
Believing nobody is very dangerous.
(ABRAHAM LINKON)
باور كردن هر شخص خطرناک است
باور نکردنش خطرناکتر.
ابراهام لینکولن
********************
If some one feels that they had neer made a mistake in their life
Then it means they had never tried a new thing in their life.
(EINSTEIN)
اگر شخصی فکر کند که در زندگی هیچ اشتباهی نکرده است
به این معنی است که هرگز برای راه تازهای در زندگی سعی نکرده است.
انيشتین
********************
Never break four things in your life:
Trust – promise – relation - heart
Because when they break they don't make noise but pain a lot.
(CHALES)
هرگز چهار چیز را در زندگی نشکن:
اعتماد - قول – ارتباط - قلب
زیرا زمانی که اینها شکسته بشوند صدا ندارند ولی دردشان شدید است.
چالز
********************
If you start judging people
you will be have no time to love them.
(MOTHER TERESA)
اگر تو شروع به قضاوت مردم بکنی
تو برای دوست داشتن آنها وقتی نخواهی داشت.
مادر ترازا
********************
Take in to account that great love
and great achievements involve great risk.
(DALAY LAMA)
بر این باور باش که عشق
و دستاوردهای عظیم در برگیرندهي مخاطرات بزرگی است.
دالای لاما
از همین نوع:
مشكل اقتصاد ايران راه حل اقتصادي ندارد
در این یادداشت کوتاه سعی میکنم تصویری خیلی کلی از اقتصاد ایران به دست بدهم. ازهمین ابتدا بگویم که هر آن كسی كه درد ایران داشته باشد، مشكلات اقتصادی ایران را میشناسد. پس تكرار این مشكلات، مسئلهای را حل نمیكند. گمان نمیكنم بر سر مشكلات اقتصادی ایران اختلافنظری وجود داشته باشد. آنچه كه بر سرش اختلافنظر وجود دارد، ارجحیتها و راههای برونرفت از وضعیت فعلی است. و در این جاست كه تساهل و مدارا لازم میشود. چون اگر قرار باشد كه جامعهی ایرانی در جدوجهد برای یافتن راه برونرفت، تك صدایی ـ و مهم نیست كدام صدا ـ باقی بماند، نه فقط راههای برونرفتن به دست نخواهد آمد بلكه ای بسا، زمینه برای تامین این مشكلات فراهم خواهد گشت. پس دو نكتهی بههم پیوسته، توافق بر سر ارجحیتها و پس آن گاه، بر سر راههای برون رفت از این وضعیت فعلی است.
این نكته را نیز بگویم كه اگرچه مشکل اقتصاد ما بسیار جدی و مزمن است ولی لاعلاج نیست. علاوه بر كار و باز هم كار، لازم و ضروری است كه همهی امكانات مملكتی برای تخفیف این مشكلات بسیج شود و بسیج همگانی، بدون امنیت اجتماعی و فردی و احترام به حقوق و آزادیهای فردی، همراهی و همگامی سراسری و تساهل و مدارا، غیر ممكن است.
متن كامل در ادامهي مطلب
تفاوت مدیران ایرانی با مدیران ژاپنی (علمی)
یه روز یه تیم قایقرانی ایرانی تصمیم میگیرد كه با یك تیم ژاپنی در یك مسابقه سرعت شركت كنند. هر دو تیم توافق میكنند كه سالی یك بار با هم رقابت كنند...
هر تیم شامل 8 نفر بود...
در روزهای قبل از اولین مسابقه هر دو تیم خیلی زیاد تلاش میكردند كه برای مسابقه به بیشترین آمادگی برسند.
روز مسابقه فرا میرسد و رقابت آغاز میشود. هر دو تیم شانه به شانه هم به پیش میرفتند و در حالی كه قایقها خیلی نزدیك به هم بودند، تیم ژاپنی با یك مایل اختلاف زودتر از خط پایان میگذرد و برنده مسابقه میشود ...
بازیكنهای تیم ایران از این شكست حسابی ناراحت میشوند و با حالتی افسرده از مسابقه بر میگردند...
بعد از تحقیقات گسترده، تیم تحقیق متوجه این نكته مهم شدند كه در تیم ژاپن، 7 نفر پارو زن بوده اند و یك نفر كاپیتان...
و خب البته در تیم ایران 7 نفر كاپیتان بودهاند و یك نفر پارو زن...!!!
این نتایج مدیریت تیم را به فكر فرو برد؛ مدیران تیم تصمیم گرفتند كه مشاورانی را استخدام كنند كه یك ساختار جدیدی را برای تیم طراحی كنند...
بعد از چندین ماه مشاوران به این نتیجه رسیدند كه تیم ایران به این دلیل كه كاپیتانهای خیلی زیاد و پارو زنهای خیلی كمی داشته شكست خورده، درپایان بررسیها مشاوران یك پیشنهاد مشخص داشتند: ساختار تیم ایران باید تغییر كند!
از آن روز به بعد با ارائه راه كار مشاورین تیم ایران چنین تركیبی پیدا كرد: 4 نفر به عنوان كاپیتان، 2 نفر یه عنوان مدیر، 1 نفر به عنوان مدیر ارشد و 1 نفر به عنوان پارو زن (!!!) علاوه بر این مشاورین پیشنهاد كردند برای بهبود كاركرد پارو زن، حتما یاید پاروزنی با صلاحیت و توانایی بهتر در تیم به كار گرفته شود!
...
......
...........
و در مسابقه سال بعد تیم ژاپن با دو مایل اختلاف پیروز میشود...!
بعد از شكست در دومین مسابقه، مدیران تیم كه خیلی ناراحت بودند در اولین گام خیلی سریع پارو زن را از تیم اخراج میكنند، زیرا به این نتیجه رسیدند كه پارو زن كارایی لازم را در تیم نداشته است.
اما در مقابل از مدیر ارشد و 2 نفر مدیر تیم خود قدردانی میكنند و جوایزی را به آنها میدهند، برای اینكه اعتقاد داشتند كه آنها انگیزه خیلی خوبی را در تیم ایجاد كردند و در مرحله آمادهسازی زحمات زیادی كشیده اند...
مدیران تیم ایران در پایان به این نتیجه رسیدند كه تیم آنالیز كه به خوبی به بررسی دلایل شكست پرداخته بودند، تیم مشاوران هم كه استراتژی و ساختار خیلی خوبی برای تیم طراحی كرده بودند و مدیران تیم هم كه به خوبی انگیزه لازم را در تیم ایجاد ایجاد كرده بودند، پس حتما یكی از دلایل این شكستها، ناكارامدی ابزار و وسایل استفاده شده بوده است (!!!) و برای بهبود كار و گرفتن نتیجه در مسابقه سال آینده باید وسایل استفاده شده در مسابقه را تغییر دهند، در نتیجه:
تیم ایران این روزها در حال طراحی یك "قایق" جدید است ... !!
از بلندي چو فرو آييم سهل است و حقير
به بلندا چو فرا رويم سخت است و خطير
اما به تماشاي افقهاي دگر ميارزد...
مكان:
منار برج شمس تبريزي در خوي
نرمافزارهاي به كار رفته پوستر:
كورل دراو
يوليد فتو ايمپكت
در قالب ۴ لايه
پشت جلد نشريه محلي
سال ۱۳۸۷
هزینههای این پروژه مشترکا از طرف نیروی هوایی آمریکا، نیروی دریایی آمریکا، آژانس تحقیقاتی پروژههای دفاعی پیشرفتهی آمریکا و دانشگاه آلاسکا است. لازم به یادآوریست که سیستم "هارپ" در کشورهای گرین لاند، نروژ، روسیه و همچنین در روی بعضی از ماهوارهها به جهت فلج کردن سيستم راديويی هواپيماها و نهايتا سقوط آنها استفاده ميگردد.
هارپ (HAARP) یک پروژه تحقیقاتی است که در ظاهر برای بررسی و تحقيق درباره لایهی آیونوسفیر (Ionosphere) و مطالعات معادن زيرزمينی (با استفاده از امواج راديويی ELF/ULF/VLF) تاسيس شده است. ولی در واقع "پروژهای با تکنولوژی جنگ ستارگارن" به منظور کامل کردن یک سلاح جدید پايهگذاری گرديده است.
(توضيح آنکه: جنگهايی که از امواج "راديويی"، "ليزر" و "نيروی مغناطیس" برای صدمه به نيروی مقابل استفاده کند به جنگ ستارگان معروف است و اين اسم را از فيلم Star War گرفته اند.)

هارپ چيست؟ (HAARP)
متن كامل در ادامه مطلب
امام خمینی (ره):
جمهوری اسلامی؛ نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر!
شهيد بهشتي:
«هيچ حكومتي در هيچ درجهاي نبايد خود را بر مردم تحميل كند و به علاوه حكومتي كه از حمايت مردم برخوردار نباشد، از همكاري آنها هم برخوردار نيست و اصولا كاري نميتواند انجام بدهد و ناچار ميشود كه به زور سرنيزه خودش را سرپا نگه دارد و در نتيجه هم كارايياش كم ميشود و هم ظالم ميشود»
(صورت مشروح مذاکرات مجلس نهایی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران)

یکی از شعارهای محوری مردم ایران در انقلاب اسلامی در سال 57 آزادی بوده است. در آن زمان، آزادی اجتماعی و به نوعی فرهنگی که از آن به عنوان بیبندوباری نیز یاد میشد، وجود داشت، اما چرا آزادی باز هم از جمله آرمانهای مردم کشورمان بود؟ ادامه مطلب
ساير مطالب در ادامه:
فایل صوتی بیانات بنیانگذار جمهوری اسلامی؛ حضرت امام خميني (ره):
نظریه آزادی سیاسی در اندیشه امام خمینی
داستان کوتاه و زیبای “متشکرم (زورگوئی)” : اثری از آنتوان چخوف
حتما بخوانید واقعا زیباست
در این دنیا چه قدر راحت میتوان زورگو شد!
همین چند روز پیش، «یولیا واسیلی اِونا » پرستار بچههایم را به اتاقم دعوت كردم تا با او تسویه حساب كنم.
به او گفتم: بنشینید «یولیا واسیلی اِونا»! میدانم كه دست و بالتان خالی است امّا رودربایستی دارید و آن را به زبان نمیآورید. ببینید، ما توافق كردیم كه ماهی سی روبل به شما بدهم این طور نیست؟
- چهل روبل.
- نه من یادداشت كردهام، من همیشه به پرستار بچههایم سی روبل میدهم. حالا به من توجه كنید.
شما دو ماه برای من كار كردید.
- دو ماه و پنج روز
- دقیقاً دو ماه، من یادداشت كردهام. كه میشود شصت روبل. البته باید نُه تا یكشنبه از آن كسر كرد. همانطور كه میدانید یكشنبهها مواظب «كولیا» نبودید و برای قدم زدن بیرون میرفتید.
سه تعطیلی... «یولیا واسیلی اونا» از خجالت سرخ شده بود و داشت با چینهای لباسش بازی میكرد ولی صدایش درنمیآمد.
- سه تعطیلی، پس ما دوازده روبل را میگذاریم كنار. «كولیا» چهار روز مریض بود آن روزها از او مراقبت نكردید و فقط مواظب «وانیا» بودید فقط «وانیا» و دیگر این كه سه روز هم شما دندان درد داشتید و همسرم به شما اجازه داد بعد از شام دور از بچهها باشید.
دوازده و هفت میشود نوزده. تفریق كنید. آن مرخصیها؛ آهان، چهل و یك روبل، درسته؟
چشم چپ «یولیا واسیلی اِونا» قرمز و پر از اشك شده بود. چانهاش میلرزید. شروع كرد به سرفه كردنهای عصبی. دماغش را پاك كرد و چیزی نگفت.
- و بعد، نزدیك سال نو شما یك فنجان و نعلبكی شكستید. دو روبل كسر كنید.
فنجان قدیمیتر از این حرفها بود، ارثیه بود، امّا كاری به این موضوع نداریم. قرار است به همه حسابها رسیدگی كنیم.
موارد دیگر: بخاطر بیمبالاتی شما «كولیا» از یك درخت بالا رفت و كتش را پاره كرد. 10 تا كسر كنید. همچنین بیتوجهیتان باعث شد كه كلفت خانه با كفشهای «وانیا » فرار كند شما میبایست چشمهایتان را خوب باز میكردید. برای این كار مواجب خوبی میگیرید.
پس پنج تا دیگر كم میكنیم.
در دهم ژانویه 10 روبل از من گرفتید…
«یولیا واسیلی اِونا» نجواكنان گفت: من نگرفتم.
- اما من یادداشت كردهام.
- خیلی خوب شما، شاید…
- از چهل و یك بیست و هفت تا برداریم، چهارده تا باقی میماند.
چشمهایش پر از اشك شده بود و بینی ظریف و زیبایش از عرق میدرخشید. طفلك بیچاره!
- من فقط مقدار كمی گرفتم.
در حالی كه صدایش میلرزید ادامه داد: من تنها سه روبل از همسرتان پول گرفتم...! نه بیشتر.
- دیدی حالا چطور شد؟ من اصلاً آن را از قلم انداخته بودم. سه تا از چهارده تا به كنار، میكنه به عبارتی یازده تا، این هم پول شما سهتا، سهتا، سهتا . . . یكی و یكی.
- یازده روبل به او دادم با انگشتان لرزان آنرا گرفت و توی جیبش ریخت.
- به آهستگی گفت: متشكرم!
- جا خوردم، در حالی كه سخت عصبانی شده بودم شروع كردم به قدم زدن در طول و عرض اتاق.
- پرسیدم: چرا گفتی متشكرم؟
- به خاطر پول.
- یعنی تو متوجه نشدی دارم سرت كلاه میگذارم؟ دارم پولت را میخورم؟ تنها چیزی میتوانی بگویی این است كه متشكرم؟
- در جاهای دیگر همین مقدار هم ندادند.
- آنها به شما چیزی ندادند! خیلی خوب، تعجب هم ندارد. من داشتم به شما حقه میزدم، یك حقهی كثیف حالا من به شما هشتاد روبل میدهم. همشان این جا توی پاكت برای شما مرتب چیده شده.
ممكن است كسی این قدر نادان باشد؟ چرا اعتراض نكردید؟ چرا صدایتان در نیامد؟
ممكن است كسی توی دنیا این قدر ضعیف باشد؟
لبخند تلخی به من زد كه یعنی بله، ممكن است.
بخاطر بازی بیرحمانهای كه با او كردم عذر خواستم و هشتاد روبلی را كه برایش خیلی غیرمنتظره بود پرداختم.
برای بار دوم چند مرتبه مثل همیشه با ترس، گفت: متشكرم!
پس از رفتنش مبهوت ماندم و با خود فكر كردم:
در چنین دنیایی چقدر راحت میشود زورگو بود!
رییس موساد: وجود احمدینژاد برای اسرائيل بهتر است / اغتشاشات در ایران به پایان میرسد
مئیر داگان، رییس سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی تصریح کرد: وجود دولت تندرو محمود احمدی نژاد در ايران موجب خواهد شد که اسرائيل بتواند آسانتر تهديد اتمی ايران را برای جهانيان توجيه کند.
به گزارش روزنامه صهیونیستی «جروزالم پست»، داگان طی سخنانی در کميته روابط خارجی و دفاع کنست (پارلمان اسرائيل)، آقای احمدینژاد را يک فرد «تندرو» ناميد و ادعا کرد: «وجود چنين فردی در راس دولت جمهوری اسلامی، موقعيت اسرائيل را برای توجيه خطرها و تهديدهای اتمی ايران آسانتر خواهد کرد».
وی با اين حال تاکید کرد: اسرائيلیها نبايد فراموش کنند که برنامه های اتمی ايران در زمان نخست وزيری ميرحسين موسوی آغاز شد.
رييس موساد در بخش دیگری از اظهارات خود در پاسخ به سئوالی پیرامون ناآرامیهای اخیر ایران در پیامد انتخابات ریاستجمهوری گفت: «آنچه اهميت دارد، موضع رهبری ايران است که تغييری در آن ديده نمیشود. هماکنون شورشها فقط در تهران و يک منطقه ديگر روی میدهد و اين آشوبها به يک انقلاب تمام عيار تبديل نخواهد شد».
رييس موساد خاطرنشان کرد: واقعيت در ايران چنين است که اين کشور بدليل انتخابات به سوي تغيير پيش نمي رود، ما و جهانيان اين موضوع را مي دانيم. به گفته داگان حتي اگر نامزد اصلاح طلبان نيز در انتخابات رياست جمهوري ايران به پيروزي مي رسيد کار براي اسرائيل سخت مي شد، زيرا تل آويو ناچار بود بار ديگر خطر ايران را براي موجوديت خود به جامعه جهاني توضيح دهد.
داگان در عین حال اعتراف کرد که ناآرامیهای اخیر در ایران تفاوتی با اختلافات مشابه در ساير دموکراسیها ندارد و اختلافات نخبگان ايرانی در اين زمينه، يک امر داخلی است.
بر اين اساس با روي کار آمدن يک دولت ميانه رو سياست ايران در قبال رژيم صهيونيستي تغييري نميکرد. به اعتقاد رييس سازمان اطلاعات و امنيت اسرائيل موضوع تقلب و يا بحثهاي جناحهاي ايراني بر سر نتايج آرا مساله اي داخلي است و هيچ ارتباطي با مسائل استراتژيک اين کشور بويژه پرونده هسته اي ندارد.
ریيس سازمان موساد درباره رويکرد ايران در مقابل جامعه بين المللی گفت: «جمهوری اسلامی از نزديک واکنش آمريکا به تهديد اخير کره شمالی را دنبال می کند. اگر ايرانی ها دريابند که ايالات متحده قادر به غلبه بر کيم جونگ ايل، ديکتاتور کرۀ شمالی نيست، اين امر بر گفت و گو های آيندۀ با آمريکا تاثير خواهد گذاشت.»
به گفته ریيس سازمان اطلاعاتی رژیم صهیونیستی؛ واشينگتن به ديپلماسی نرم در برابر جمهوری اسلامی روی آورده و تهران فکر می کند که سرانجام جهان نيز چنين رويکردی خواهد داشت.
داگان به کميته سياست خارجي کنيست همچنين گفت ايران تا سال 2014 ميلادي نخستين بمب اتمي خود را توليد خواهد کرد و اين به شرطي است که برنامه کنوني هسته اي اين کشور به همان سرعت کنوني ادامه يابد. اين مقام اسرائيلي اعتراف کرد تحريمهاي عليه ايران تا حدودي توانسته اين کشور را تحت فشار قرار دهد اما از توقف برنامه هسته اي آن ناتوان بوده است. اين در حالي است که تهران در حال فائق آمدن بر تلاش بازدارنده غرب و شکستن حلقه تحريمها است.
ریيس موساد همچنین ادعا کرد: انديشۀ تسليحات اتمی ايران، تهديدی برای موجوديت اسرائيل است و اين تهديد بايد از ميان برداشته شود.
با سلام به دوستان؛ امشب بعد از ديدن مناظره آقاي موسوي با احمدي نژاد، تصميم به به روز كردن وبلاگ گرفتم. به نظر من تنها مطلبي كه حقيقت اين مناظره را به بهترين شكل روشن ميسازد، خطبه زير از نهجالبلاغه امام علي (ع) ميباشد. آنجا كه امام علي (ع) به رياكاري و نفاق و كسب مقامهاي دنيوي و غفلت از مقامهاي معنوي اشاره مي كند... بهتر است ديگر چيزي نگويم و خودتان اين خطبه پندآموز و زيبا را از عمق دل و جان بخوانيد...
وصف مردمان و روزگاران از زبان مولا علي(ع)
اي مردم در روزگاري كينه توز، و پر از ناسپاسي و كفران نعمتها، صبح كرده ايم، كه نيكوكار بدكار به شمار آيد، و ستمگر بر تجاوز و سركشي خود مي افزايد. نه از آنچه مي دانيم بهره مي گيريم و نه از آنچه نمي دانيم، مي پرسيم و نه از حادثه مهمي تا بر ما فرود آيد مي ترسيم.
در اين روزگاران مردم چهار گروهند:
۱- گروه اول، اگر دست به فساد نمي زنند، براي اين است كه، روحشان ناتوان، شمشيرشان كند و امكانات مالي در اختيار ندارند.
۲- گروه ديگر، آنكه شمشير كشيده شر و فسادشان را آشكار كرده اند، لشكر هاي پياده و سواره خود را گرد آورده، و خود آماده كشتار ديگرانند. دين را براي به دست آوردن مال دنيا تباه كرده اند، كه يا رئيس و فرمانده گروهي شوند، يا به منبري فرو رفته و خطبه بخوانند. چه بد تجارتي كه دنيا را بهاي جان خود بداني، و به آنچه در دست خداست معاوضه نمايي.
۳- گروهي ديگر، با اعمال آخرت، دنيا را طلب مي كنند و با اعمال دنيا در پي كسب مقامهاي معنوي آخرت نيستند، خود را كوچك و متواضع نشان مي دهند. گامها را رياكارانه و كوتاه بر مي دارند، دامن خود را جمع كرده، خود را همانند مومنان واقعي مي آرايند و پوشش الهي را وسيله نفاق و دورويي و دنيا طلبي خود قرار مي دهند.
۴- و گروهي ديگر با پستي و ذلت و فقدان امكانات، از دست آوردن قدرت محروم مانده اند. كه خود را به زيور قناعت آراسته، لباس زاهدان پوشيده اند. اينان هرگز، در هيچ زماني از شب و روز، از زاهدان راستين نبوده اند.
۞ در اين ميان گروه اندكي مانده اند، كه ياد قيامت چشمهايشان را بر همه چيز فرو بسته، و ترس رستاخيز، اشكهايشان را جاري ساخته، برخي از آنها از جامعه رانده شده، و تنها زندگي مي كنند، و برخي ديگر ترسان و سركوب شده و يا لب فرو بسته و سكوت اختيار كرده اند. بعضي مخلصانه همچنان مردم را به سوي خدا دعوت مي كنند، و برخي ديگر گريان و دردناكند كه تقيه و خويشتن داري آنها را از چشم مردم انداخته است، و ناتواني وجودشان را فرا گرفته گويا در درياي نمك فرو رفته اند، دهن هايشان بسته، قلبهايشان مجروح است، آنقدر نصيحت كرده اند كه خسته شده اند، از بس كه سركوب شده اند ناتوانند و چندان كه كشته داده اند، انگشت شمارند.
اي مردم بايد دنياي حرام در چشماننتان از پر كاه خشكيده و تفاله هاي قيچي شده دام داران، بي ارزشتر باشد، از پيشينيان خود پند گيريد پيش از آنكه آيندگان از شما پند گيرند، اين دنياي فاسد و نكوهش شده را رها كنيد، زيرا مشتاقان شيفته تر از شما را رها كرد.
قسمتي از خطبه 32 نهج البلاغه امام علي (ع)
عنوان مقاله بازاریابی پست مدرن:
مشتريان خود را زجر دهيد، آنها عاشق اين كار هستند!
ترجمه: دكتر ميراحمد اميرشاهي
Torment Your Customers (They'll Love It)
By Stephan Brown
مصرفكنندگان از اينكه ديگران درصدد ارضاء اميال آنها هستند، خسته شدهاند. آنها آرزو دارند، درست مثل روزگاران قديم، بازاريابها سر به سر آنها گذارده و آنها را در حسرت يك فراورده نگهداشته و زجر دهند.
چكيده: در طول دهه اخير، توصيه پيشروان بازاريابي، توجه به بازاريابي، توجه به مشتري، تمركز بر مشتري و حتي لرزيدن به خاطر شدت احساس مسئوليت نسبت به شعار «مشتريمحوري» بوده است. ليكن پروفسور براون معتقد است كه اين تب همهگير بيش از حد گسترش يافته است. او در اين مقاله نظراتش را در مورد «بازاريابي رجعت» ارائه ميكند. دوراني بود كه در آن رمز موفقيت بازاريابها، به جاي ارضاء نياز مشتريان در زجر دادن آنها بود. براون، با استفاده از مثالهاي زنده نشان ميدهد كه اخيرا فعاليتهاي بازاريابي زيادي روي مصرفكنندگان صورت گرفته كه همگي متكي بر مشتري مداري نبودهاند. اين فعاليتها به جاي مشتريسالاري، بر پايه پنج اصل بازاريابي رجعت استوار گرديدهاند.
امتياز انحصاري: بازاريابي رجعت با فاصله گرفتن از رهنمود «بفرماييد، بياييد برداريد، به همه ميرسد» كه در زمره اصول بازاريابي جديد است، رهنمود «آن را ميخواهي! فعلا نميتواني بخري بعدا يه سري به ما بزن، دوست من» را تجويز كرده و توصيه به توزيع نكردن عمدي موجوديها و تاخير در جلب رضايت مشتريان ميكند.
پنهانكاري: در حالي كه بازاريابي جديد صريح و شفاف است، بازاريابي رجعت از رمز و راز، متعجب كردن و عمليات سرّي لذت ميبرد: به دستورالعملهاي سرّي براي ساخت همه گونه خوردني دقت كنيد. رمز موفقيت در اين است كه اطمينان حاصل آيد كه وجود پنهانكاري مخفي نمانده است.
اغراق: در اين دنياي بيامان تبليغات، اغراق، جنبه حياتي پيدا كرده و ميتواند به طرق مختلفي صورت گيرد. از رمز و راز گرفته تا اهانت كردن و متعجب كردن.
سرگرمي: بازاريابي بايد توجه مردم را به خود جلب و مشغول كرده و سرگرم سازد. بزرگترين ضعف و عامل شكست بازاريابي جديد اين است كه سرگرمكننده نيست.
سر كار گذاشتن: مشتريان عاشق اين هستند كه سر به سرشان گذاشته شود. براي مؤثربودن، لازم نيست كه كلكها مفصل و پيچيده باشند، بلكه ميتوانند سطحي و ارزان باشند. اما اگر يك نام تجاري مورد اقبال حتي عدهاي كه كلك خوردهاند، قرار گيرد، در اين صورت منافع مادي هنگفتي به بار خواهد آورد.
مديران بازاريابي از فكر مانعتراشي عمدي براي مصرفكنندگان نگرانند. اما اگر آنها حقيقتاً مشتريگرا هستند، بايد هر چيزي را كه مشتريان ميخواهند به آنها بدهند: روش بازاريابي قديم تحريكآميز و غير قابل توجيه!
پينوشت:
استفن براون، استاد تحقيقات بازاريابي دانشگاه اولستر Ulstor ايرلند شمالي و استاد مدعو بازاريابي در مدرسه مديريت كلوگ Kellogg School of Management وابسته به دانشگاه نورث وسترن NorthWestern است. وي تاكنون دوازده جلد كتاب در زمينه بازاريابي به چاپ رسانده است.
منبع: ماهنامه گزيده مديريت، شماره 12، بهمن 1380
تهيه و تايپ: هادي ح (كارشناسي ارشد مديريت بازرگاني)

به یاد شاعر نیلوفرانه ها
سلام ![]()
ارديبهشت ماه را در حالی شروع می کنیم که سالگرد تولد شاعر نيلوفرانه ها؛
قيصر امين پور در دومين روز اين ماه قرار دارد.
قیصر از جمله شاعرانیست که براستی نبودش خیلی حس می شود، واقعا که او همزاد عاشقان جهان است. او سراينده دردي بود كه مثل درد مردم زمانه نبود اما درد مردم زمانه بود؛ دردهاي نهفتني و نگفتني! او چو نيلوفر پيچك عاشقانهي عرفان ايراني-اسلامي بود...
و خودش چه خوب گفته بود که:
هر سوی سرگردان و حیران در هوایت
نیلوفرانه پیچكی بیتاب نورم
آیا واقعا می شود نيلوفرانه اش فراموش شود؟ کدام احساس ناب می تواند؟ نيلوفرانهي امين پور، خوشدل و افتخاري، يادآور خاطرات دوره نوجواني من و بسياري ديگر از جوانان ايراني است... 
نیلوفرانه هایی که با قدرت سرایندگی قیصر و آواز گرم و دلنشين جناب افتخاری و آهنگسازی جناب استاد خوشدل نقشی زیبا بر دلها گذاشت.
و هنوز هم زمزمه خوش نیلوفرانه بر زبانها جاریست...
با نيلوفرانه قبل از اينكه گوش سر از طنين صداي مستانه افتخاري بهره گيرد، گوش دل به ترانه دلنواز قيصر لرزيده و در كهكشانها به هواي یار رها شده...
نيلوفرانه، حكايت دل در كوي بي نشان است كه در شوق بوي پيراهن تو نواي عاشقانهي اي نامت سر داده تا در هواي تو به سوي بهشت يار پر بگشايد...
بي شك اگر نیلوفرانه، نیلوفرانه شد، سهم امین پور از آن، کم نبود.
درست است که او اکنون در میان ما نیست اما یاد و خاطره "قيصر شعر معاصر و انقلاب" تا ابد در کنج دلها خانه کرده و همیشه می ماند. خدایش با اولیاء حق محشور بگرداند./يا حق
وقتی تو نیستی
نه هست های ما
چونانکه بایدند
نه بایدها...
هرروز بی تو
روز مباداست!
متن كامل اشعار و دانلود ترانه هاي نيلوفرانه ۱ و ۲ با اجراي عليرضا افتخاري در ادامه مطلب
Where love is God is also.
هر کجا محبت باشد، خدا هم هست.
--------------------------------
The nearer the soul is to God, the less its,
since the point nearest the circle is subject to the least motion... disturbances.
هر چه روح به خدا نزدیکتر باشد، آشفتگی اش کمتر است
زیرا نزدیک ترین نقطه به مرکز دایره، کمترین تکان را دارد.
--------------------------------
When you think that you are unforgivable
For your guilt & your shame
Remember, friend,
God can.
زمانی که تو فکر می کنی
به خاطر گناهانت بخشیده نمی شوی
دوست من بدان که
خداوند می تواند.
---------------------------------
Every happening, great and small
is a parable whereby God speaks to us,
and the art of life is to get the message.
هر اتفاقی که می افتد، چه کوچک چه بزرگ، وسیله ای است
برای آنکه خدا با ما حرف بزند و هنر زندگی دریافت این پیام هاست.
---------------------------------
Live in such a way that those who know you but
don't know God will come to know God because they know you.
چنان زندگی کن که کسانی که تو را می شناسند، اما خدا را نمی شناسند
به واسطه آشنایی با تو، با خدا آشنا شوند.
-----------------------------------
God is in your heart, yet you search for him in the wilderness?
خدا در قلب توست و تو در بیابان ها به دنبالش می گردی؟
-----------------------------------
The hour of departure has arrived,
and we go our ways I to die and you to live.
Which is the better, only God knows.
هنگام جدایی فرا رسیده است. هر کس به راه خود می رود
من می میرم و شما زنده می مانید. تنها خدا می داند کدام بهتر است.

از خدا خواستم عادتهاي زشت را تركم بدهد
خدا فرمود: خودت بايد آنها را رها كني.
I asked God to take away my habit
God said, no
It is not for me to take away, but for you to give it up.
از او درخواست كردم فرزند معلولم را شفا دهد
فرمود: لازم نيست، روحش سالم است، جسم هم كه موقت است.
I asked God to make my handicapped child whole
God said, no
His spirit is whole, his body is only temporary.
از او خواستم لااقل به من صبر عطا كند
فرمود: صبر، حاصل سختي و رنج است. عطا كردني نيست، آموختني است.
I asked God to grant me patience
God said, no
Patience is a byproduct of tribulation. It isn't granted, it is learned.
گفتم: مرا خوشبخت كن
فرمود: «نعمت» از من، خوشبخت شدن از تو.
I asked God to give me happiness
God said, no
I give you blessings; happiness is up to you.
از او خواستم مرا گرفتار درد و عذاب نكند
فرمود: رنج از دلبستگيهاي دنيايي جدا و به من نزديكترت مي كند.
I asked God to spare me pain
God said, no
Suffering draws you apart from worldly cares and brings you closer to me.
از او خواستم روحم را رشد دهد
فرمود: نه، تو خودت بايد رشد كني
من فقط شاخ و برگ اضافيات را هرس مي كنم تا بارور شوي.
I asked God to make my spirit grow
God said, no
You must grow on yours own! But I will prune you to make you fruitful.
از خدا خواستم كاري كند كه از زندگي لذت كامل ببرم
فرمود: براي اين كار من به تو «زندگي» داده ام.
I asked God for all things that I might enjoy life
God said, no
I will give you life. So that you may enjoy all things.
از خدا خواستم كمكم كند همان قدر كه او مرا دوست دارد، من هم ديگران را دوست بدارم.
خدا فرمود: آها، بالاخره اصل مطلب دستگيرت شد؟!
I asked God to help me love others, as much as He loves me
God said: Ahah, finally you have the idea?!
جملات عرفانی انگلیسی عرفان الهي خداشناسي حكمت الهي Theosophy
همه ما می دونیم علائم راهنمایی و رانندگانی علائمی بین المللی هستند و از امریکا گرفته تا ته قبائل آفریقا، این علائم یه معنی مشترک می دهند. اما همه ما یه چیز دیگه هم می دونیم و اون هم اینکه این علائم شامل ایران نمیشه و علائم راهنمایی و رانندگی برای ما یه معنی خاص دیگه ای میده. من امروز تصمیم گرفتم این علائم رو به صورت موشکافانه ای براتون بررسی کنم تا از این به بعد با خیال راحت تری به رانندگی در خیابان ها و جاده های کشورمون بپردازید:

آشنایی با برخی از علایم راهنمایی و رانندگی در ادامه مطلب
لینکهای زیر مربوط به چکیده هایی از مقالات درسی دوره تحصیلم می باشد که تا کنون ارائه شده است. در این مقالات سعی شده قالب و اسلوب علمی مقاله نویسی رعایت شوند. به نظر من از تجربیات خوب بنده در قيل و قال ارشد همین مقالاتی هستند که فراهم آورده ام؛ كه البته گاها اساتيد محترم و نيمه محترم از درك آن غافل يا عاجز بودند به دلايلي...![]()
۱- پولشويي الكترونيكي (E-Money Laundering)
http://nasima60.persiangig.com/document/Master/1-EML.txt
۲- تئوري قيمتگذاري آربيتراژ (Arbitrage Pricing Theory)
http://nasima60.persiangig.com/document/Master/2-APT.txt
۳- بحران كبير 1929 (Great Depression)
http://nasima60.persiangig.com/document/Master/3-1929.txt
۴- فاينانس اسلامي (Islamic Finance)
http://nasima60.persiangig.com/document/Master/4-IF.txt
۵- تجارت الكترونيك و موانع رشد و توسعه آن (E-Commerce Development in Iran)
http://nasima60.persiangig.com/document/Master/5-EC.txt
۶- توسعه اقتصادي چيست؟ (Economic Development)
http://nasima60.persiangig.com/document/Master/6-ECODE.txt
چند سري از مقالات فوق و غیرفوق! در نوبت چاپ در نشريات معتبر علمي مي باشند كه به وقتش اشاره خواهم نمود.![]()
مطلب زير ديدگاههاي دكتر عبدالله شهبازي تاريخ نگار معاصر درباره تمدن ايران باستان ميباشد كه از وبگاه ايشان نقل شده است؛ اين نوشتار به نوعي در رد بنيانهاي جعلي آركائيسم و شوونيسم آريايي است كه ايران و تمدن باستاني آن را در مهاجرت قوم كذايي آريا خلاصه كرده و بدين وسيله از يك سو اهداف ضد اسلامي و در سوي ديگر اهداف نژادپرستانه خود را دنبال ميكنند... از شما دعوت ميكنم اگر خواهان حقيقت و رفع شبهات هستيد، مقاله زير را بخوانيد:
« درباره دیدگاههای من در زمینه ایران باستان فراوان میپرسند. علت، گفتگویی است که با آقای محمدرضا ارشاد، کارشناس ارشد فرهنگ و زبانهای ایران باستان، در اواخر سال 1378 انجام دادم و در شمارههای 17 الی 21 فروردین روزنامه انتخاب منتشر شد. در آن مصاحبه برخی دیدگاههای «شاذ» را درباره تاریخ باستانی ایران مطرح کرده بودم. این دیدگاهها حاصل کار پژوهشی مفصلی است که در این زمینه انجام داده ام و هنوز انتشار نیافته است. متأسفانه، امکان تنظیم و تدوین نهایی یادداشتهای فراهم آمده در این زمینه و ارائه آن به صورت کتاب یا مقالههای تخصصی هنوز برایم ممکن نیست. ولی تصوّر میکنم، برای رفع برخی شبهات، ذکر مطالب فهرستوار زیر مفید باشد:

متن كامل اين گفتگو؛ آريائيسم در ايران

از اين رو نومیدی در ذات ما نیست. امید به ساختن ایرانی آباد و آزاد و مستقل امید هر ایرانی باورمند به آرمانهای انقلاب و امام راحل است. اما این پرسش به جدّ مطرح است که این همه نابسامانی و فساد از کجا منشاء میگیرد؟ بهرغم ایثار و تلاشهای غیرقابل انکار دلسوختگان انقلاب که معمولاً و عموماً، هر کدام به گونهای، به ناکامی و یأس میانجامد؟ کدام دستها مانع برکشیدن نخبگان آزموده به مناصب عالی مدیریت است؟ چه دستهایی در کار است که فاسدان را، بهرغم فساد آشکارشان، برمیکشند و ایثارگران و خدمتگزاران خدوم را خانهنشین میکنند؟ چرا هر بنای رفیعی که آغاز میشود به زودی فرو میریزد و هر اندیشهي متینی، پیش از انعقاد یا اجرا، خاموش میشود؟
داستان ما داستان همان «انبار»ی است که مولانا در مثنوی هوشمندانه بیان کرده است:
ما درین انبار گندم میکنیم گندم جمع آمده گم میکنیم
مینیندیشیم آخر ما به هوش کین خلل در گندمست از مکر موش
موش تا انبار ما حفره زدست وز فنش انبار ما ویران شدست
اوّل ای جان دفع شر موش کن وآنگهان در جمع گندم جوش کن
پیام حکیمانه مولانا توجه به "موش"هایی است که مدام انبار اندوختهها و حاصل تلاش سه دههي ما را تهی میکنند؛ بیتوجه به ایشان باز انبار خود را پر میکنیم و دگر باره آن را تهی مییابیم. بهعبارت دیگر، "دفع شر موش" اولویتی است که بی انجام آن نمیتوان به هیچ اقدام سازنده پرداخت.
|
|